worse

[ایالات متحده]/wɜːs/
[بریتانیا]/wɝs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدتر; پست‌تر
adv. به شیوه‌ای منفی‌تر
n. چیزی بدتر; چیزی منفی‌تر
Word Forms
جمعworses

عبارات و ترکیب‌ها

getting worse

بدتر شدن

worsen the situation

تشدید وضعیت

for the worse

بدتر

make it worse

آن را بدتر کند

جملات نمونه

be the worse for wear

بدحال بودن

The patient is worse this morning.

بیمار امروز صبح بدتر شده است.

deserved a worse fate;

شایسته سرنوشتی بدتر بودند.

The problem became progressively worse.

مشکل به طور فزاینده‌ای بدتر شد.

the risk becomes worse by the day.

خطر روز به روز بدتر می شود.

matters grew worse by the minute.

وضعیت به سرعت بدتر شد.

it is worse to intend harm than to be indifferent.

قصد آسیب رساندن بدتر از بی تفاوتی است.

the sweat was worse though he was wringing.

عرق بدتر بود اگرچه او دست هایش را می چرخاند.

Whether of them is the worse?

کدام یک بدتر است؟

Things are getting worse and worse.

کارها روز به روز بدتر می شوند.

He is behaving worse than ever.

او بدتر از همیشه رفتار می کند.

It was raining worse than ever.

باران بدتر از همیشه می بارید.

I have worse to tell you.

من خبرهای بدی برای گفتن دارم.

My car is none the worse for wear.

ماشین من هیچ بدتر از همیشه نیست.

I'm worse at sums than John.

من در محاسبات از جان بدتر هستم.

She sings worse than ever.

او بدتر از همیشه آواز می خواند.

Look that nothing worse happens.

مطمئن شوید که اتفاق بدی نیفتد.

He was none the worse for his adventure.

ماجراجویی برای او بدتر نشد.

if she bottles it up, it will only be worse later.

اگر آن را سرکوب کند، فقط بعداً بدتر خواهد شد.

Geoffrey always came off worse in an argument.

جفری همیشه در بحث بازنده بود.

نمونه‌های واقعی

I'm not leaving myself worse off overall.

من خودم را در مجموع بدتر نمی‌گذارم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

It could be worse, has been worse.

ممکن است بدتر باشد، قبلاً هم بدتر بوده است.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

That's worse for climate change, not better.

این برای تغییرات آب و هوایی بدتر است، نه بهتر.

منبع: VOA Standard English_ Technology

Sometimes, asthma symptoms can suddenly get worse.

گاهی اوقات، علائم آسم می‌توانند ناگهان بدتر شوند.

منبع: Osmosis - Respiration

Her illness got worse in the next few days.

بیماری او در روزهای آینده بدتر شد.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Every day it gets worse and worse.

هر روز بدتر و بدتر می‌شود.

منبع: VOA Standard May 2013 Collection

But I think it's something way worse.

اما فکر می‌کنم چیزی خیلی بدتر است.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

The momentary relief was followed by worse suffering.

تسکین لحظه‌ای با رنج بیشتر همراه بود.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Our jobs should make our lives better, not worse.

مشاغل ما باید زندگی ما را بهتر کند، نه بدتر.

منبع: Global Slow English

Oh no! It couldn't have got any worse.

اوه نه! نمی‌توانست بدتر شود.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید