finery

[ایالات متحده]/'faɪn(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'faɪnəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس و لوازم تزئینی یا جلب توجه؛ لباس مجلسی
Word Forms
جمعfineries

عبارات و ترکیب‌ها

elegant finery

سلطنتی زیبا

sparkling finery

زیورات درخشان

expensive finery

زیورات گران‌قیمت

جملات نمونه

dressed in all her finery

پوشیده شده با تمام لباس های زیبا

adorned in finery for the special occasion

با لباس های زیبا برای مناسبت خاص تزئین شده بود

displayed her finery at the fashion show

لباس های زیبای خود را در نمایشگاه مد به نمایش گذاشت

wore her finest finery to the gala

به مهمانی شام، زیباترین لباس های خود را پوشید

decorated the room with finery

اتاق را با لباس های زیبا تزئین کرد

purchased some new finery for the event

برای این رویداد لباس های زیبا جدیدی خرید

admired the intricate finery of the jewelry

ظرافت لباس های زیبای جواهرات را تحسین کرد

the bride looked stunning in her wedding finery

عروس در لباس زیبای عروسی خود بسیار جذاب به نظر می رسید

the ballroom was filled with guests in their finest finery

تالار رقص با مهمانانی که زیباترین لباس های خود را پوشیده بودند پر شده بود

the queen wore her royal finery for the ceremony

ملکه لباس زیبای سلطنتی خود را برای مراسم پوشید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید