fissured rock
سنگ شکسته
low cliffs of fissured Silurian rock.
آبرftaهای کوتاه و شکافدار از سنگ سیلورین
It is associated with high perinatal mortality, thick fissured skin, marked ectropion (eyelid eersion), eclabium (eersion of the lips), and flexion deformities.
این عارضه با مرگ و میر بالای دوران بارداری، پوست ضخیم و ترک خورده، اکتروپیون (برگشتگی پلک)، اکلا بیوم (برگشتگی لب) و ناهنجاری های انعطافی همراه است.
The fissured rock revealed its age.
سنگ شکافدار سن خود را نشان داد.
Her lips fissured from the harsh winter weather.
لبهای او به دلیل آب و هوای زمستانی سخت، شکافدار شده بودند.
The relationship between the two countries became fissured over trade disputes.
روابط بین دو کشور به دلیل اختلافات تجاری دچار شکاف شد.
His voice was barely audible through the fissured wall.
صدای او به سختی از دیوار شکافدار شنیده میشد.
The fissured ground made walking difficult.
زمین شکافدار راه رفتن را دشوار میکرد.
The fissured tree trunk showed signs of decay.
تنه درخت شکافدار نشانههای پوسیدگی داشت.
The fissured paint on the old house needed to be repainted.
رنگ شکافدار روی خانه قدیمی نیاز به بازسازی داشت.
The fissured road caused many accidents.
جاده شکافدار باعث بسیاری از تصادفات شد.
His dry hands were fissured and sore.
دستهای خشک او شکافدار و دردناک بودند.
The fissured ice on the lake was dangerous to walk on.
یخ شکافدار روی دریاچه راه رفتن را خطرناک میکرد.
fissured rock
سنگ شکسته
low cliffs of fissured Silurian rock.
آبرftaهای کوتاه و شکافدار از سنگ سیلورین
It is associated with high perinatal mortality, thick fissured skin, marked ectropion (eyelid eersion), eclabium (eersion of the lips), and flexion deformities.
این عارضه با مرگ و میر بالای دوران بارداری، پوست ضخیم و ترک خورده، اکتروپیون (برگشتگی پلک)، اکلا بیوم (برگشتگی لب) و ناهنجاری های انعطافی همراه است.
The fissured rock revealed its age.
سنگ شکافدار سن خود را نشان داد.
Her lips fissured from the harsh winter weather.
لبهای او به دلیل آب و هوای زمستانی سخت، شکافدار شده بودند.
The relationship between the two countries became fissured over trade disputes.
روابط بین دو کشور به دلیل اختلافات تجاری دچار شکاف شد.
His voice was barely audible through the fissured wall.
صدای او به سختی از دیوار شکافدار شنیده میشد.
The fissured ground made walking difficult.
زمین شکافدار راه رفتن را دشوار میکرد.
The fissured tree trunk showed signs of decay.
تنه درخت شکافدار نشانههای پوسیدگی داشت.
The fissured paint on the old house needed to be repainted.
رنگ شکافدار روی خانه قدیمی نیاز به بازسازی داشت.
The fissured road caused many accidents.
جاده شکافدار باعث بسیاری از تصادفات شد.
His dry hands were fissured and sore.
دستهای خشک او شکافدار و دردناک بودند.
The fissured ice on the lake was dangerous to walk on.
یخ شکافدار روی دریاچه راه رفتن را خطرناک میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید