fractured

[ایالات متحده]/'fræktʃəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شکسته یا تقسیم شده؛ تکه تکه شده.
Word Forms
قسمت سوم فعلfractured
زمان گذشتهfractured

عبارات و ترکیب‌ها

fractured bone

شکستگی استخوان

hairline fracture

شکستگی خطی

fractured skull

شکستگی جمجمه

compound fracture

شکستگی باز

fractured formation

تشکیل شکسته

جملات نمونه

fractured the delicate balance of power.

تعادل ظریف قدرت را از هم گسیخت.

a vertebra that fractured in the fall.

مه رگی که در اثر سقوط شکست.

the movement had fractured without his leadership.

حرکت بدون رهبری او دچار شکستگی شد.

fractured her skull in the accident;

در اثر حادثه، جمجمه‌اش شکست.

Her leg fractured in two places.

پای او در دو نقطه شکست.

He fell and fractured his upper arm.

او افتاد و بازوی بالایی‌اش شکست.

He fell from a tree and his leg fractured in three places.

او از درخت افتاد و پای او در سه مکان شکست.

He fell off the bus and fractured his left leg.

او از اتوبوس افتاد و پای چپش شکست.

Objective:To appraise the obturation capability of bonded vertically fractured posterior tooth using 3 different detin adhesive by microleakage tests and scan electron microscopy(SEM) observation.

هدف: ارزیابی قابلیت پر کردن دندان پشتی عمودی شکسته با استفاده از 3 چسب دنتین مختلف با استفاده از آزمایشات نشتی میکروسکوپی و مشاهده میکروسکوپ الکترونی (SEM).

Soon there were also flagstones beneath his shambling feet, uneven, fractured stone that nonetheless caught the light of the lantern-sphere with strange opalescence.

به زودی سنگفرش‌ها نیز زیر پای او که بی‌هدف و نامنظم راه می‌رفت، وجود داشتند، سنگ‌های ناهموار و شکسته که با این حال نور کره فانوس را با درخشندگی عجیب و غریب به خود جذب می‌کردند.

I've always been interested in fractured, demented, asymmetrical, incongruous textures, and indeed what I call “dysprosody” – the prosody of distressed sounds.

من همیشه به بافت‌های شکسته، دیوانه، نامتقارن و ناهمگون علاقه داشته‌ام و در واقع آنچه من «اختلال در آهنگ» می‌نامم - آهنگ صداهای پریشان.

Nuclear magnetic resonance and industrial X-CT tests are followed on the imperforated, perforated, acidized perforated and fractured perforated targets.

آزمایش‌های رزونانس مغناطیسی هسته‌ای و تست‌های X-CT صنعتی بر روی اهداف سوراخ‌دار، سوراخ‌دار، سوراخ‌دار اسیدی‌شده و سوراخ‌دار شکسته انجام می‌شود.

Regional décollement structures are found in western Shandong.The interjacentfractured zone caused by décollementation is a key to predict the distribution of gold deposit, iron ore and oil and gas.

ساختارهای جدا شده منطقه‌ای در غرب شاندونگ یافت می‌شوند. منطقه بینابینی و شکسته ناشی از جدا شدن، کلیدی برای پیش‌بینی توزیع ذخایر طلا، سنگ آهن و نفت و گاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید