rifts

[ایالات متحده]/rɪfts/
[بریتانیا]/rɪfts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع شکاف; فاصله; تقسیم; اختلاف
v. سوم شخص مفرد شکاف; برای جدا شدن

عبارات و ترکیب‌ها

deep rifts

شکاف‌های عمیق

social rifts

شکاف‌های اجتماعی

political rifts

شکاف‌های سیاسی

racial rifts

شکاف‌های نژادی

emotional rifts

شکاف‌های عاطفی

generational rifts

شکاف‌های نسلی

economic rifts

شکاف‌های اقتصادی

cultural rifts

شکاف‌های فرهنگی

ideological rifts

شکاف‌های ایدئولوژیک

personal rifts

شکاف‌های شخصی

جملات نمونه

there are deep rifts in their relationship.

شکاف‌های عمیقی در رابطه آنها وجود دارد.

the rifts in the earth's crust can cause earthquakes.

شکاف‌های پوسته زمین می‌توانند باعث زلزله شوند.

rifts between friends can be difficult to mend.

شکاف بین دوستان می‌تواند دشوار باشد که ترمیم شود.

scientists study rifts to understand geological processes.

دانشمندان شکاف‌ها را برای درک فرآیندهای زمین‌شناسی مطالعه می‌کنند.

rifts in society often lead to conflict.

شکاف در جامعه اغلب منجر به درگیری می‌شود.

he tried to bridge the rifts within the team.

او سعی کرد شکاف‌ها را در داخل تیم ترمیم کند.

the rifts in the fabric of space-time are a fascinating topic.

شکاف‌ها در بافت فضا-زمان یک موضوع جذاب هستند.

rifts can form due to tectonic plate movement.

شکاف‌ها می‌توانند به دلیل حرکت صفحات تکتونیکی شکل بگیرند.

there were rifts in the political landscape after the election.

پس از انتخابات، شکاف‌هایی در چشم‌انداز سیاسی وجود داشت.

understanding the causes of rifts can help in resolution.

درک علل شکاف‌ها می‌تواند به حل و فصل کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید