fixings

[ایالات متحده]/[ˈfɪksɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈfɪksɪŋz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقلام مورد استفاده برای بستن یا محکم کردن چیزی؛ بسته‌ها؛ مخلفات یا افزودنی‌ها برای یک وعده غذایی، به ویژه ساندویچ یا همبرگر.
v. بستن یا محکم کردن؛ متصل کردن؛ تعمیر یا اصلاح کردن؛ درست کردن.
Word Forms
جمعfixingss

عبارات و ترکیب‌ها

table fixings

تجهیزات میز

burger fixings

مواد افزودنی برگر

adding fixings

اضافه کردن مواد افزودنی

sandwich fixings

مواد افزودنی ساندویچ

pizza fixings

مواد افزودنی پیتزا

fixings tray

سینی مواد افزودنی

checking fixings

بررسی مواد افزودنی

salad fixings

مواد افزودنی سالاد

ordering fixings

سفارش مواد افزودنی

fresh fixings

مواد افزودنی تازه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید