highlighted

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جلب توجه یا برجسته بودن.
Word Forms
زمان گذشتهhighlighted
قسمت سوم فعلhighlighted

جملات نمونه

the issues highlighted by the report.

مشکلات برجسته شده توسط گزارش.

a vast backdrop with the colourful logo highlighted with lasers.

یک پس‌زمینه وسیع با لوگوی رنگارنگ که با لیزر برجسته شده است.

a photocopy with sections highlighted in green.

یک کپی با بخش‌هایی که به رنگ سبز برجسته شده‌اند.

the dark hair was now highlighted with silver.

حالا موهای تیره با نقره‌ای برجسته شده‌اند.

perming highlighted hair used to be a definite no-no , but it's now possible.

قبل از همه، استفاده از حالت دهنده برای موهای برجسته شده یک ممنوعیت قطعی بود، اما اکنون امکان پذیر است.

His thought course had highlighted the political orientation in the non-academism patriot's ideology.

مسیر تفکر او، گرایش سیاسی را در ایدئولوژی وطن‌پرست غیرآکادمیک برجسته کرده بود.

He highlighted the case of Harry Farr, 25, who was executed for cowardice in 1916.

او پرونده هری فار، 25 ساله، که در سال 1916 به دلیل ترس و بی‌شجاعتی اعدام شد را برجسته کرد.

The paper highlighted the existing situation of soil gleying and swamping,thecause and harm of soil waterlogging.

این مقاله وضعیت موجود خاک گلی و خیس شدن، علل و آسیب‌های آب گرفتگی خاک را برجسته کرد.

This result highlighted not only the phylogenetic significance but also the utility of coenosteum structures in the future revision of species group and species taxonomy in genus Montipora.

این نتیجه نه تنها اهمیت درختی‌تبارانه ای را برجسته کرد، بلکه سودمندی ساختارهای کوئنوستوم در بازنگری آینده گروه های گونه ای و طبقه بندی گونه ها در جنس Montipora را نیز نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید