conduct covertly
انجام به صورت مخفیانه
She covertly checked her phone during the meeting.
او به طور مخفیانه تلفن همراه خود را در حین جلسه بررسی کرد.
The spy operated covertly to gather classified information.
جاسوس به طور مخفیانه برای جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده فعالیت می کرد.
He covertly slipped the key into his pocket.
او به طور مخفیانه کلید را در جیب خود انداخت.
The thieves entered the house covertly under the cover of darkness.
سارقان به طور مخفیانه زیر پوشش تاریکی شب وارد خانه شدند.
The covertly recorded conversation was used as evidence in court.
ضبط مکالمه به طور مخفیانه به عنوان مدرک در دادگاه استفاده شد.
She covertly observed her coworkers to gather information.
او به طور مخفیانه همکاران خود را برای جمع آوری اطلاعات زیر نظر داشت.
The hacker covertly accessed the company's database.
هکر به طور مخفیانه به پایگاه داده شرکت دسترسی داشت.
The agent operated covertly to avoid detection by the enemy.
عامل برای جلوگیری از شناسایی توسط دشمن به طور مخفیانه فعالیت می کرد.
The undercover detective followed the suspect covertly.
مامور مخفی به طور مخفیانه مظنون را تعقیب کرد.
The journalist obtained the information covertly to protect their source.
روزنامهنگار به طور مخفیانه اطلاعات را به دست آورد تا از منبع خود محافظت کند.
conduct covertly
انجام به صورت مخفیانه
She covertly checked her phone during the meeting.
او به طور مخفیانه تلفن همراه خود را در حین جلسه بررسی کرد.
The spy operated covertly to gather classified information.
جاسوس به طور مخفیانه برای جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده فعالیت می کرد.
He covertly slipped the key into his pocket.
او به طور مخفیانه کلید را در جیب خود انداخت.
The thieves entered the house covertly under the cover of darkness.
سارقان به طور مخفیانه زیر پوشش تاریکی شب وارد خانه شدند.
The covertly recorded conversation was used as evidence in court.
ضبط مکالمه به طور مخفیانه به عنوان مدرک در دادگاه استفاده شد.
She covertly observed her coworkers to gather information.
او به طور مخفیانه همکاران خود را برای جمع آوری اطلاعات زیر نظر داشت.
The hacker covertly accessed the company's database.
هکر به طور مخفیانه به پایگاه داده شرکت دسترسی داشت.
The agent operated covertly to avoid detection by the enemy.
عامل برای جلوگیری از شناسایی توسط دشمن به طور مخفیانه فعالیت می کرد.
The undercover detective followed the suspect covertly.
مامور مخفی به طور مخفیانه مظنون را تعقیب کرد.
The journalist obtained the information covertly to protect their source.
روزنامهنگار به طور مخفیانه اطلاعات را به دست آورد تا از منبع خود محافظت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید