flakinesses

[ایالات متحده]/ˈfleɪkɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfleɪkɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت پوسته پوسته بودن

عبارات و ترکیب‌ها

notable flakinesses

نابه‌نمای قابل توجه

various flakinesses

نابه‌نمایی‌های مختلف

common flakinesses

نابه‌نمایی‌های رایج

minor flakinesses

نابه‌نمایی‌های جزئی

different flakinesses

نابه‌نمایی‌های متفاوت

severe flakinesses

نابه‌نمایی‌های شدید

unexpected flakinesses

نابه‌نمایی‌های غیرمنتظره

frequent flakinesses

نابه‌نمایی‌های مکرر

occasional flakinesses

نابه‌نمایی‌های گاه به گاه

specific flakinesses

نابه‌نمایی‌های خاص

جملات نمونه

her flakinesses often frustrate her friends.

رفتارهای غیرقابل اعتماد او اغلب دوستانش را ناامید می‌کند.

we need to address the flakinesses in our project plans.

ما باید به رفتارهای غیرقابل اعتماد در برنامه‌های پروژه خود رسیدگی کنیم.

the flakinesses of the pastry made it hard to eat.

ناهمواری خمیر شیرینی باعث شد خوردن آن سخت باشد.

his flakinesses in commitments made others hesitant to rely on him.

رفتارهای غیرقابل اعتماد او در تعهدات باعث شد دیگران در تکیه کردن به او مردد باشند.

flakinesses in the weather can ruin outdoor plans.

ناپایداری هوا می‌تواند برنامه‌های فضای باز را خراب کند.

she apologized for her flakinesses during the meeting.

او برای رفتارهای غیرقابل اعتمادش در طول جلسه عذرخواهی کرد.

the artist's flakinesses are part of her creative process.

رفتارهای غیرقابل اعتماد هنرمند بخشی از فرآیند خلاقیت او است.

flakinesses in communication can lead to misunderstandings.

ناهمگونی در ارتباطات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

we discussed the flakinesses of the current market trends.

ما در مورد ناپایداری روند بازار فعلی بحث کردیم.

the flakinesses of his behavior were concerning to his family.

رفتارهای غیرقابل اعتماد او نگران خانواده‌اش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید