notable flakinesses
نابهنمای قابل توجه
various flakinesses
نابهنماییهای مختلف
common flakinesses
نابهنماییهای رایج
minor flakinesses
نابهنماییهای جزئی
different flakinesses
نابهنماییهای متفاوت
severe flakinesses
نابهنماییهای شدید
unexpected flakinesses
نابهنماییهای غیرمنتظره
frequent flakinesses
نابهنماییهای مکرر
occasional flakinesses
نابهنماییهای گاه به گاه
specific flakinesses
نابهنماییهای خاص
her flakinesses often frustrate her friends.
رفتارهای غیرقابل اعتماد او اغلب دوستانش را ناامید میکند.
we need to address the flakinesses in our project plans.
ما باید به رفتارهای غیرقابل اعتماد در برنامههای پروژه خود رسیدگی کنیم.
the flakinesses of the pastry made it hard to eat.
ناهمواری خمیر شیرینی باعث شد خوردن آن سخت باشد.
his flakinesses in commitments made others hesitant to rely on him.
رفتارهای غیرقابل اعتماد او در تعهدات باعث شد دیگران در تکیه کردن به او مردد باشند.
flakinesses in the weather can ruin outdoor plans.
ناپایداری هوا میتواند برنامههای فضای باز را خراب کند.
she apologized for her flakinesses during the meeting.
او برای رفتارهای غیرقابل اعتمادش در طول جلسه عذرخواهی کرد.
the artist's flakinesses are part of her creative process.
رفتارهای غیرقابل اعتماد هنرمند بخشی از فرآیند خلاقیت او است.
flakinesses in communication can lead to misunderstandings.
ناهمگونی در ارتباطات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
we discussed the flakinesses of the current market trends.
ما در مورد ناپایداری روند بازار فعلی بحث کردیم.
the flakinesses of his behavior were concerning to his family.
رفتارهای غیرقابل اعتماد او نگران خانوادهاش بود.
notable flakinesses
نابهنمای قابل توجه
various flakinesses
نابهنماییهای مختلف
common flakinesses
نابهنماییهای رایج
minor flakinesses
نابهنماییهای جزئی
different flakinesses
نابهنماییهای متفاوت
severe flakinesses
نابهنماییهای شدید
unexpected flakinesses
نابهنماییهای غیرمنتظره
frequent flakinesses
نابهنماییهای مکرر
occasional flakinesses
نابهنماییهای گاه به گاه
specific flakinesses
نابهنماییهای خاص
her flakinesses often frustrate her friends.
رفتارهای غیرقابل اعتماد او اغلب دوستانش را ناامید میکند.
we need to address the flakinesses in our project plans.
ما باید به رفتارهای غیرقابل اعتماد در برنامههای پروژه خود رسیدگی کنیم.
the flakinesses of the pastry made it hard to eat.
ناهمواری خمیر شیرینی باعث شد خوردن آن سخت باشد.
his flakinesses in commitments made others hesitant to rely on him.
رفتارهای غیرقابل اعتماد او در تعهدات باعث شد دیگران در تکیه کردن به او مردد باشند.
flakinesses in the weather can ruin outdoor plans.
ناپایداری هوا میتواند برنامههای فضای باز را خراب کند.
she apologized for her flakinesses during the meeting.
او برای رفتارهای غیرقابل اعتمادش در طول جلسه عذرخواهی کرد.
the artist's flakinesses are part of her creative process.
رفتارهای غیرقابل اعتماد هنرمند بخشی از فرآیند خلاقیت او است.
flakinesses in communication can lead to misunderstandings.
ناهمگونی در ارتباطات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
we discussed the flakinesses of the current market trends.
ما در مورد ناپایداری روند بازار فعلی بحث کردیم.
the flakinesses of his behavior were concerning to his family.
رفتارهای غیرقابل اعتماد او نگران خانوادهاش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید