flamboyance

[ایالات متحده]/flæm'bɔiəns/
[بریتانیا]/flæmˈbɔɪəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایش چشمگیر یا جسورانه ای از رنگ یا سبک
Word Forms

جملات نمونه

She allows herself no flamboyance in her clothes.

او اجازه نمی‌دهد که در لباس‌هایش هیچگونه تظاهر و خودنمایی وجود داشته باشد.

The artist's paintings are full of flamboyance and color.

نقاشی‌های هنرمند پر از تظاهر و رنگ هستند.

نمونه‌های واقعی

A flamboyance of flamingos, that's what a group of flamingos are called.

یک گروه از فلامینگوها، به این نامگذاری می گویند.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

I embraced my flamboyance to let the world know their insults won't hurt me.

من غرور و خودنمایی خودم را پذیرفتم تا به دنیا نشان دهم که توهین های آنها به من آسیب نمی رساند.

منبع: Modern Family - Season 10

You know, the way they flamboyance the thing, I said, " I can do better than that."

می دانید، آنها چگونه آن چیز را با غرور و خودنمایی انجام می دهند، من گفتم: "من می توانم بهتر از آن انجام دهم."

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

People's dress up. You know, the way they flamboyance the thing, I said, " I can do better than that" .

لباس های مردم. می دانید، آنها چگونه آن چیز را با غرور و خودنمایی انجام می دهند، من گفتم: "من می توانم بهتر از آن انجام دهم."

منبع: VOA Standard English_Americas

People are attracted to the acrobatic aspects of it, people are attracted to the flamboyance aspect of it.

مردم به جنبه های آکروباتیک آن جذب می شوند، مردم به جنبه غرور و خودنمایی آن جذب می شوند.

منبع: Pop culture

He was certainly a pleasant person, with neither the slight flamboyance nor the condescension so common in Wimpole Street.

او قطعاً شخصی دلنشین بود، نه با غرور و خودنمایی جزئی و نه با تحقیر رایج در خیابان ویمپل.

منبع: One Shilling Candle (Part Two)

Composing at the turn of the 20th century, Grieg fused simple Norwegian folk tunes with the flamboyance of Europe's Romantic style.

در دوره زمانی آغاز قرن بیستم،گریگ آهنگ های ساده مردمی نروژی را با غرور و خودنمایی سبک رمانتیک اروپا ترکیب کرد.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

But, you know, something really had happened to Rembrandt, an end to flamboyance, an end to his theatrical mastery of the outward, noisy show of life.

اما، می دانید، اتفاقی برای رامبراندت افتاده بود، پایانی برای غرور و خودنمایی، پایانی برای تسلط نمایشی او بر نمایانگر، پر سر و صدای زندگی.

منبع: The Power of Art - Rembrandt Harmenszoon van Rijn

In an exchange recorded by the chronicler William of Malmesbury, William rebuked Helias with his customary flamboyance: Do you think I care what you would do?

در تبادلی که توسط مورخ ویلیام مالمزبری ثبت شده است، ویلیام با غرور و خودنمایی همیشگی خود به هلیاس تذکر داد: آیا فکر می کنید به آنچه می خواهید انجام دهید اهمیتی می دهم؟

منبع: Character Profile

During the Edo Period, when Hinamatsuri became more established, some forms of the dolls were even dressed in resplendent robes modeled after those worn by royalty, adding to their flamboyance.

در دوره ادو، زمانی که هیناماتسوری بیشتر رواج یافت، برخی از انواع عروسک ها حتی با لباس های باشکوهی که بر اساس لباس های سلطنتی طراحی شده بودند، پوشانده شدند که این به غرور و خودنمایی آنها افزود.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید