flavorless food
غذا بدون طعم
flavorless drink
نوشیدنی بدون طعم
flavorless meal
وعده غذایی بدون طعم
flavorless sauce
سس بدون طعم
flavorless snack
میان وعده بدون طعم
flavorless dish
غذا بدون طعم
flavorless recipe
دستور غذای بدون طعم
flavorless ingredients
مواد بدون طعم
flavorless experience
تجربه بدون طعم
flavorless cuisine
آشپزی بدون طعم
the soup was flavorless and needed more seasoning.
سوپ بیمزه بود و به ادویههای بیشتری نیاز داشت.
many diet foods are often flavorless and unappealing.
بسیاری از غذاهای رژیمی اغلب بیمزه و ناخوشایند هستند.
she found the flavorless dish disappointing.
او غذای بیمزه را ناامیدکننده یافت.
flavorless meals can make dining out less enjoyable.
غذاهای بیمزه میتوانند رفتن به رستوران را کمتر لذتبخش کنند.
he added spices to his flavorless rice to enhance the taste.
او برای افزایش طعم، ادویههایی به برنج بیمزه خود اضافه کرد.
the flavorless bread was a letdown at the bakery.
نان بیمزه در نانوایی ناامیدکننده بود.
flavorless snacks can lead to overeating.
میانوعدههای بیمزه میتوانند منجر به پرخوری شوند.
she complained about the flavorless coffee served at the cafe.
او در مورد قهوه بیمزه که در کافه سرو میشد، شکایت کرد.
his flavorless speech failed to engage the audience.
سخنرانی بیمزه او نتوانست مخاطبان را درگیر کند.
the flavorless salad lacked creativity and excitement.
سالاد بیمزه فاقد خلاقیت و هیجان بود.
flavorless food
غذا بدون طعم
flavorless drink
نوشیدنی بدون طعم
flavorless meal
وعده غذایی بدون طعم
flavorless sauce
سس بدون طعم
flavorless snack
میان وعده بدون طعم
flavorless dish
غذا بدون طعم
flavorless recipe
دستور غذای بدون طعم
flavorless ingredients
مواد بدون طعم
flavorless experience
تجربه بدون طعم
flavorless cuisine
آشپزی بدون طعم
the soup was flavorless and needed more seasoning.
سوپ بیمزه بود و به ادویههای بیشتری نیاز داشت.
many diet foods are often flavorless and unappealing.
بسیاری از غذاهای رژیمی اغلب بیمزه و ناخوشایند هستند.
she found the flavorless dish disappointing.
او غذای بیمزه را ناامیدکننده یافت.
flavorless meals can make dining out less enjoyable.
غذاهای بیمزه میتوانند رفتن به رستوران را کمتر لذتبخش کنند.
he added spices to his flavorless rice to enhance the taste.
او برای افزایش طعم، ادویههایی به برنج بیمزه خود اضافه کرد.
the flavorless bread was a letdown at the bakery.
نان بیمزه در نانوایی ناامیدکننده بود.
flavorless snacks can lead to overeating.
میانوعدههای بیمزه میتوانند منجر به پرخوری شوند.
she complained about the flavorless coffee served at the cafe.
او در مورد قهوه بیمزه که در کافه سرو میشد، شکایت کرد.
his flavorless speech failed to engage the audience.
سخنرانی بیمزه او نتوانست مخاطبان را درگیر کند.
the flavorless salad lacked creativity and excitement.
سالاد بیمزه فاقد خلاقیت و هیجان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید