flaw

[ایالات متحده]/flɔː/
[بریتانیا]/flɔː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقص; عیب; ترک; طوفان کوتاه.
Word Forms
زمان گذشتهflawed
قسمت سوم فعلflawed
شکل سوم شخص مفردflaws
صفت یا فعل حال استمراریflawing
جمعflaws

عبارات و ترکیب‌ها

flaw detection

تشخیص نقص

flaw detector

تشخیص دهنده نقص

ultrasonic flaw detector

تشخیص دهنده نقص فراصوت

flaw echo

بازتاب نقص

nondestructive flaw detection

تشخیص نقص غیر مخرب

security flaw

اشکال امنیتی

جملات نمونه

flaws in paint and plaster.

نقایص در رنگ و گچ

flaws in the above interpretation.

نقایص در تفسیر فوق

They share the character flaw of arrogance.

آنها نقص شخصیتی خودبزرگ‌بینی را به اشتراک می‌گذارند.

there were three fatal flaws in the strategy.

سه نقص کشنده در استراتژی وجود داشت.

organic(al) flaws of a writing

نقایص ارگانیک(ال) یک نوشته

a flaw in an otherwise perfect character

یک نقص در شخصیتی که در غیر این صورت کامل است

the pavement warping and flawing in the heat

هموار شدن و ایجاد نقایص در پیاده‌رو در اثر گرما

The material is flawed throughout.

مواد در سراسر آن دارای نقص است.

The study was methodologically flawed.

مطالعه از نظر روش‌شناختی دارای نقص بود.

there were fundamental flaws in the case for reforming local government.

نقایص اساسی در استدلال برای اصلاح دولت محلی وجود داشت.

the computer game was flawed by poor programming.

بازی کامپیوتری به دلیل برنامه‌نویسی ضعیف دارای نقص بود.

We pinpointed the flaws in his argument.

ما نقایص استدلال او را شناسایی کردیم.

comments that simply point up flawed reasoning.

نظراتی که صرفاً استدلال معیوب را نشان می دهند.

Flaws in emeralds greatly reduce their value.

عیوب در زمردها به طور قابل توجهی ارزش آنها را کاهش می دهد.

Experiments revealed a very basic flaw in the theory.

آزمایش‌ها یک نقص بسیار اساسی در نظریه را نشان داد.

نمونه‌های واقعی

He had his flaws. Who does not?

او نقص‌هایی داشت. چه کسی ندارد؟

منبع: Boardwalk Empire Season 4

But the study had some big flaws.

اما مطالعه دارای نقص‌های بزرگی بود.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

But most biologics also have a flaw.

اما بیشتر بیولوژیک‌ها نیز دارای نقصی هستند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

That flaw, -that little flaw, -was all in all to him.

آن نقص، -آن نقص کوچک، -در کل برای او مهم بود.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

I'm just saying it's a character flaw.

من فقط می‌گویم که این یک نقص شخصیتی است.

منبع: Modern Family - Season 02

But the compact had a fatal flaw.

اما پیمان دارای یک نقص کشنده بود.

منبع: VOA Standard English_Americas

Well, that particular study was riddled with flaws.

خب، آن مطالعه خاص مملو از نقص بود.

منبع: NPR News November 2019 Collection

There was a flaw in the argument.

در استدلال نقصی وجود داشت.

منبع: Tim's British Accent Class

The WannaCry attack exploited a flaw in old Windows operating systems.

حمله WannaCry از یک نقص در سیستم عامل‌های ویندوز قدیمی استفاده کرد.

منبع: NPR News December 2017 Compilation

Maybe you don't want to face your flaws.

شاید نخواهید بود که با نقص‌های خود روبرو شوید.

منبع: Science in Life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید