fleshinesses

[ایالات متحده]/ˈfleshɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈflɛʃɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت گوشتی یا چاق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

varied fleshinesses

گوشت‌های متنوع

increased fleshinesses

گوشت‌های افزایش یافته

different fleshinesses

گوشت‌های متفاوت

soft fleshinesses

گوشت‌های نرم

excessive fleshinesses

گوشت‌های بیش از حد

natural fleshinesses

گوشت‌های طبیعی

distinct fleshinesses

گوشت‌های متمایز

rich fleshinesses

گوشت‌های غنی

various fleshinesses

گوشت‌های مختلف

subtle fleshinesses

گوشت‌های ظریف

جملات نمونه

some fruits have various fleshinesses that affect their taste.

برخی از میوه‌ها دارای بافت‌های مختلفی هستند که بر طعم آنها تأثیر می‌گذارد.

the fleshinesses of different meats can change the cooking time.

بافت‌های مختلف گوشت می‌تواند زمان پخت را تغییر دهد.

her research focused on the fleshinesses of various plant species.

تحقیقات او بر روی بافت‌های مختلف گونه‌های گیاهی متمرکز بود.

fleshinesses in the context of culinary arts are crucial for flavor.

بافت‌ها در زمینه هنر آشپزی برای طعم بسیار مهم هستند.

understanding the fleshinesses of vegetables can enhance your cooking.

درک بافت‌های سبزیجات می‌تواند آشپزی شما را بهبود بخشد.

the fleshinesses of the fish determine its preparation method.

بافت‌های ماهی روش تهیه آن را تعیین می‌کند.

different fleshinesses can indicate the ripeness of the fruit.

بافت‌های مختلف می‌تواند نشان‌دهنده رسیدن میوه باشد.

chefs often discuss the fleshinesses of ingredients when planning a dish.

سرآشپزها اغلب هنگام برنامه‌ریزی یک غذا در مورد بافت مواد اولیه صحبت می‌کنند.

the fleshinesses of various cheeses can enhance a charcuterie board.

بافت‌های مختلف پنیر می‌تواند یک تخته تشکیلات را بهبود بخشد.

he noted the fleshinesses of the different cuts of beef.

او به بافت‌های برش‌های مختلف گوشت گاو توجه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید