corpulence

[ایالات متحده]/ˈkɔːpjʊləns/
[بریتانیا]/ˈkɔrpjələns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت بسیار چاق بودن؛ چاقی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

excessive corpulence

چاقی بیش از حد

corpulence issue

مشکل چاقی

corpulence levels

سطح چاقی

corpulence reduction

کاهش چاقی

corpulence concerns

نگرانی های مربوط به چاقی

corpulence epidemic

شیوع چاقی

corpulence management

مدیریت چاقی

corpulence statistics

آمار چاقی

corpulence risks

خطرات چاقی

corpulence assessment

ارزیابی چاقی

جملات نمونه

his corpulence made it difficult for him to fit into the airplane seat.

چاقی او باعث می‌شد که به سختی در صندلی هواپیما جا شود.

doctors often warn against the health risks associated with corpulence.

پزشکان اغلب در مورد خطرات سلامتی مرتبط با چاقی هشدار می‌دهند.

her corpulence was a result of years of unhealthy eating habits.

چاقی او نتیجه سال‌ها عادات غذایی ناسالم بود.

many people struggle with corpulence due to sedentary lifestyles.

بسیاری از مردم به دلیل سبک زندگی کم‌تحرک با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنند.

corpulence can lead to serious medical conditions like diabetes.

چاقی می‌تواند منجر به شرایط پزشکی جدی مانند دیابت شود.

he decided to join a gym to combat his increasing corpulence.

او تصمیم گرفت برای مقابله با چاقی رو به رشدی خود به باشگاه برود.

society often stigmatizes individuals with corpulence.

جامعه اغلب افراد دارای چاقی را مورد انگشت‌نمایی قرار می‌دهد.

diet and exercise are essential for managing corpulence.

رژیم غذایی و ورزش برای مدیریت چاقی ضروری هستند.

she felt self-conscious about her corpulence at the beach.

او در ساحل در مورد چاقی خود احساس ناامنی می‌کرد.

reducing corpulence requires commitment and lifestyle changes.

کاهش چاقی نیاز به تعهد و تغییر سبک زندگی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید