flirtatious

[ایالات متحده]/flɜː'teɪʃəs/
[بریتانیا]/flɝ'teʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طرز رفتاری که جذابیت جنسی بازیگوشانه را نشان می‌دهد; فریبنده

جملات نمونه

a flirtatious young girl

یک دختر جوان فریبنده

Her flirtatious manners are intended to attract.

رفتار اغوا کننده او برای جلب توجه طراحی شده است.

She gave him a flirtatious smile across the room.

او از آن طرف اتاق به او لبخند فریبنده ای زد.

His flirtatious behavior made her feel uncomfortable.

رفتار اغوا کننده او باعث ناراحتی او شد.

The flirtatious banter between them was obvious to everyone.

گفت و گوهای فریبنده بین آنها برای همه آشکار بود.

She enjoys being flirtatious with her crush.

او از اغوا کردن طرفدارش لذت می برد.

His flirtatious remarks were met with laughter.

اظهارات اغوا کننده او با خنده پاسخ داده شد.

The flirtatious exchange of glances continued throughout the evening.

تبادل نگاه های فریبنده در طول شب ادامه داشت.

She wore a flirtatious dress to the party.

او یک لباس فریبنده به مهمانی پوشید.

He has a flirtatious personality that attracts many people.

او شخصیتی فریبنده دارد که بسیاری از افراد را جذب می کند.

Their flirtatious interactions were the talk of the town.

تعاملات اغوا کننده آنها نقل و نبات شهر بود.

She used a flirtatious tone of voice when talking to him.

او هنگام صحبت با او از لحن اغوا کننده استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید