floods

[ایالات متحده]/flʌdz/
[بریتانیا]/flʌdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار زیادی آب که زمین را می‌پوشاند
v. پر کردن یا پوشاندن با آب

عبارات و ترکیب‌ها

floods warning

هشدار سیل

floods risk

خطر سیل

floods damage

آسیب سیل

floods control

کنترل سیل

floods insurance

بیمه سیل

floods relief

کمک سیل

floods response

واکنش به سیل

floods impact

اثرات سیل

floods prevention

جلوگیری از سیل

floods forecast

پیش‌بینی سیل

جملات نمونه

the floods caused significant damage to the infrastructure.

سیل ها باعث خسارت قابل توجهی به زیرساخت ها شدند.

many families were displaced due to the floods.

بسیاری از خانواده ها به دلیل سیل آواره شدند.

the government declared a state of emergency after the floods.

پس از وقوع سیل، دولت حالت اضطراری اعلام کرد.

rescue teams worked tirelessly to help those affected by the floods.

تیم های امدادی به طور خستگی ناپذیر برای کمک به آسیب دیدگان سیل تلاش کردند.

floods can lead to severe environmental consequences.

سیل ها می توانند منجر به عواقب زیست محیطی جدی شوند.

the floods were the worst the region had seen in decades.

سیل ها بدترین چیزی بودند که منطقه در دهه‌ها گذشته شاهد بوده است.

insurance claims surged after the floods devastated the area.

پس از ویرانی منطقه توسط سیل، مطالبات بیمه افزایش یافت.

local communities came together to support each other after the floods.

جامعه محلی پس از سیل برای حمایت از یکدیگر گرد هم آمدند.

floods can contaminate drinking water supplies.

سیل ها می توانند منابع آب آشامیدنی را آلوده کنند.

efforts to mitigate the impact of floods are crucial.

تلاش برای کاهش اثرات سیل بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید