hired flunkies
افراد استخدام شده دست و پا چلفتی
flunkies at work
افراد دست و پا چلفتی در حال کار
flunkies for hire
افراد دست و پا چلفتی برای استخدام
flunkies and sycophants
افراد دست و پا چلفتی و چاپلوسان
flunkies in charge
افراد دست و پا چلفتی مسئول
loyal flunkies
افراد دست و پا چلفتی وفادار
flunkies and lackeys
افراد دست و پا چلفتی و نوکران
flunkies on duty
افراد دست و پا چلفتی در حالت آماده باش
flunkies for support
افراد دست و پا چلفتی برای پشتیبانی
flunkies in disguise
افراد دست و پا چلفتی در لباس مبدل
the boss surrounded himself with flunkies who always agreed with him.
رئیس خود را با وابستگان احاطه کرد که همیشه با او موافق بودند.
flunkies often do the dirty work for their superiors.
وابستگان اغلب کارهای کثیف را برای مافوق خود انجام می دهند.
it's frustrating to deal with flunkies who lack independent thought.
سر و کله رفتن با وابستگانی که فاقد تفکر مستقل هستند، خسته کننده است.
he relied on flunkies to carry out his orders without question.
او به وابستگان اعتماد کرد تا دستورات او را بدون سؤال اجرا کنند.
flunkies often seek approval from their bosses.
وابستگان اغلب به دنبال تایید از مافوق خود هستند.
she dismissed her critics as flunkies of the establishment.
او منتقدان خود را به عنوان وابستگان سیستم کنار گذاشت.
flunkies are often seen as lacking integrity.
وابستگان اغلب به عنوان افرادی که فاقد یکپارچگی هستند دیده می شوند.
he surrounded himself with flunkies to maintain his power.
او خود را با وابستگان احاطه کرد تا قدرت خود را حفظ کند.
flunkies are quick to flatter their superiors.
وابستگان سریع هستند تا مافوق خود را تملق بگویند.
in politics, flunkies can make or break a candidate's reputation.
در سیاست، وابستگان می توانند شهرت یک نامزد را بسازند یا از بین ببرند.
hired flunkies
افراد استخدام شده دست و پا چلفتی
flunkies at work
افراد دست و پا چلفتی در حال کار
flunkies for hire
افراد دست و پا چلفتی برای استخدام
flunkies and sycophants
افراد دست و پا چلفتی و چاپلوسان
flunkies in charge
افراد دست و پا چلفتی مسئول
loyal flunkies
افراد دست و پا چلفتی وفادار
flunkies and lackeys
افراد دست و پا چلفتی و نوکران
flunkies on duty
افراد دست و پا چلفتی در حالت آماده باش
flunkies for support
افراد دست و پا چلفتی برای پشتیبانی
flunkies in disguise
افراد دست و پا چلفتی در لباس مبدل
the boss surrounded himself with flunkies who always agreed with him.
رئیس خود را با وابستگان احاطه کرد که همیشه با او موافق بودند.
flunkies often do the dirty work for their superiors.
وابستگان اغلب کارهای کثیف را برای مافوق خود انجام می دهند.
it's frustrating to deal with flunkies who lack independent thought.
سر و کله رفتن با وابستگانی که فاقد تفکر مستقل هستند، خسته کننده است.
he relied on flunkies to carry out his orders without question.
او به وابستگان اعتماد کرد تا دستورات او را بدون سؤال اجرا کنند.
flunkies often seek approval from their bosses.
وابستگان اغلب به دنبال تایید از مافوق خود هستند.
she dismissed her critics as flunkies of the establishment.
او منتقدان خود را به عنوان وابستگان سیستم کنار گذاشت.
flunkies are often seen as lacking integrity.
وابستگان اغلب به عنوان افرادی که فاقد یکپارچگی هستند دیده می شوند.
he surrounded himself with flunkies to maintain his power.
او خود را با وابستگان احاطه کرد تا قدرت خود را حفظ کند.
flunkies are quick to flatter their superiors.
وابستگان سریع هستند تا مافوق خود را تملق بگویند.
in politics, flunkies can make or break a candidate's reputation.
در سیاست، وابستگان می توانند شهرت یک نامزد را بسازند یا از بین ببرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید