foment unrest
ایجاد بیثباتی
foment rebellion
برانگیختن شورش
foment violence
تشدید خشونت
foment discord
ایجاد اختلاف
The political unrest was exacerbated by individuals attempting to foment chaos.
ناآرامیهای سیاسی توسط افرادی که سعی در برانگیختن هرج و مرج داشتند، تشدید شد.
The revolutionary leader sought to foment a rebellion against the oppressive regime.
رهبر انقلاب به دنبال برانگیختن شورشی علیه رژیم ستمگر بود.
Social media can be a powerful tool to foment change and spread awareness.
شبکههای اجتماعی میتوانند ابزاری قدرتمند برای ایجاد تغییر و گسترش آگاهی باشند.
The extremist group used propaganda to foment hatred and incite violence.
گروه افراطی از تبلیغات برای برانگیختن نفرت و تحریک خشونت استفاده کرد.
The undercover agent was tasked with fomenting discord within the criminal organization.
عامل نفوذی وظیفه داشت تا اختلاف را در سازمان جنایتکار ایجاد کند.
The provocative speech was intended to foment controversy and provoke discussion.
سخنرانی تحریکآمیز برای ایجاد جنجال و برانگیختن بحث طراحی شده بود.
The fake news was designed to foment fear and confusion among the population.
اخبار جعلی برای برانگیختن ترس و سردرگمی در بین مردم طراحی شده بود.
The agitator tried to foment unrest among the workers by spreading misinformation.
فعال سعی کرد با انتشار اطلاعات نادرست، ناآرامی را در بین کارگران برانگیزد.
The radical group used social media to foment anti-government sentiments.
گروه رادیکال از رسانههای اجتماعی برای برانگیختن احساسات ضد دولتی استفاده کرد.
The conspiracy theorist sought to foment distrust in mainstream institutions.
نظریهپرداز توطئه به دنبال برانگیختن بیاعتمادی به نهادهای اصلی بود.
foment unrest
ایجاد بیثباتی
foment rebellion
برانگیختن شورش
foment violence
تشدید خشونت
foment discord
ایجاد اختلاف
The political unrest was exacerbated by individuals attempting to foment chaos.
ناآرامیهای سیاسی توسط افرادی که سعی در برانگیختن هرج و مرج داشتند، تشدید شد.
The revolutionary leader sought to foment a rebellion against the oppressive regime.
رهبر انقلاب به دنبال برانگیختن شورشی علیه رژیم ستمگر بود.
Social media can be a powerful tool to foment change and spread awareness.
شبکههای اجتماعی میتوانند ابزاری قدرتمند برای ایجاد تغییر و گسترش آگاهی باشند.
The extremist group used propaganda to foment hatred and incite violence.
گروه افراطی از تبلیغات برای برانگیختن نفرت و تحریک خشونت استفاده کرد.
The undercover agent was tasked with fomenting discord within the criminal organization.
عامل نفوذی وظیفه داشت تا اختلاف را در سازمان جنایتکار ایجاد کند.
The provocative speech was intended to foment controversy and provoke discussion.
سخنرانی تحریکآمیز برای ایجاد جنجال و برانگیختن بحث طراحی شده بود.
The fake news was designed to foment fear and confusion among the population.
اخبار جعلی برای برانگیختن ترس و سردرگمی در بین مردم طراحی شده بود.
The agitator tried to foment unrest among the workers by spreading misinformation.
فعال سعی کرد با انتشار اطلاعات نادرست، ناآرامی را در بین کارگران برانگیزد.
The radical group used social media to foment anti-government sentiments.
گروه رادیکال از رسانههای اجتماعی برای برانگیختن احساسات ضد دولتی استفاده کرد.
The conspiracy theorist sought to foment distrust in mainstream institutions.
نظریهپرداز توطئه به دنبال برانگیختن بیاعتمادی به نهادهای اصلی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید