footnoting

[ایالات متحده]/ˈfʊtˌnəʊtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfutˌnoʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در یک کتاب) یادداشتی در انتهای صفحه
v. یادداشتی در انتهای صفحه اضافه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

footnoting sources

ارجاع به منابع

footnoting references

ارجاع به مراجع

footnoting guidelines

دستورالعمل‌های پاورقی

footnoting style

سبک پاورقی

footnoting examples

نمونه‌های پاورقی

footnoting rules

قوانین پاورقی

footnoting format

قالب پاورقی

footnoting issues

مشکلات پاورقی

footnoting practices

روش‌های پاورقی

footnoting techniques

تکنیک‌های پاورقی

جملات نمونه

footnoting is essential in academic writing.

اضافه کردن پاورقی برای نوشتن علمی ضروری است.

she spent hours footnoting her research paper.

او ساعت‌ها روی پاورقی‌گذاری مقاله تحقیقاتی خود وقت گذاشت.

footnoting helps clarify sources in a document.

پاورقی‌گذاری به روشن شدن منابع در یک سند کمک می‌کند.

he is meticulous about footnoting his references.

او در مورد پاورقی‌گذاری منابع خود بسیار دقیق است.

footnoting can be time-consuming but is necessary.

پاورقی‌گذاری می‌تواند زمان‌بر باشد اما ضروری است.

proper footnoting enhances the credibility of the work.

پاورقی‌گذاری مناسب، اعتبار کار را افزایش می‌دهد.

footnoting allows readers to verify information.

پاورقی‌گذاری به خوانندگان اجازه می‌دهد اطلاعات را بررسی کنند.

she learned footnoting techniques in her writing class.

او تکنیک‌های پاورقی‌گذاری را در کلاس نویسندگی خود یاد گرفت.

footnoting is often required by academic journals.

پاورقی‌گذاری اغلب توسط مجلات علمی مورد نیاز است.

he prefers footnoting over endnotes for clarity.

او به دلیل وضوح، پاورقی‌گذاری را به جای پاورقی ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید