forays

[ایالات متحده]/ˈfɔːreɪz/
[بریتانیا]/ˈfɔːreɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حملات یا یورش های ناگهانی؛ تلاش های کوتاه در خارج از حوزه فعالیت معمول فرد

عبارات و ترکیب‌ها

first forays

اولین تلاش‌ها

recent forays

تلاش‌های اخیر

initial forays

تلاش‌های اولیه

bold forays

تلاش‌های جسورانه

new forays

تلاش‌های جدید

strategic forays

تلاش‌های استراتژیک

exploratory forays

تلاش‌های اکتشافی

digital forays

تلاش‌های دیجیتالی

creative forays

تلاش‌های خلاقانه

market forays

تلاش‌های بازاری

جملات نمونه

his forays into the world of art have been quite successful.

ورودهای او به دنیای هنر بسیار موفقیت آمیز بوده است.

they made several forays into the wilderness during their camping trip.

آنها در طول سفر کمپینگ خود چندین بار به مناطق وحشی وارد شدند.

the company's forays into new markets have increased their revenue.

ورود شرکت به بازارهای جدید باعث افزایش درآمد آنها شده است.

her forays into writing have garnered a lot of attention.

ورودهای او به نویسندگی توجه زیادی را به خود جلب کرده است.

his forays into technology have led to innovative solutions.

ورودهای او به فناوری منجر به راه حل های نوآورانه شده است.

they often make forays into local cuisine when traveling.

آنها اغلب در هنگام سفر به غذاهای محلی وارد می شوند.

her forays into public speaking have improved her confidence.

ورودهای او به سخنرانی در جمع باعث بهبود اعتماد به نفس او شده است.

the team's forays into different strategies have proven effective.

ورودهای تیم به استراتژی های مختلف مؤثر بوده است.

he enjoys making forays into different cultures through travel.

او از طریق سفر از ورود به فرهنگ های مختلف لذت می برد.

the artist's forays into abstract painting have captivated many.

ورودهای هنرمند به نقاشی انتزاعی بسیاری را مجذوب خود کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید