foresightedly

[ایالات متحده]/ˈfɔːsaɪtɪdli/
[بریتانیا]/ˈfɔːrsaɪtɪdli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نبوغ را نشان می‌دهد؛ با آگاهی پیش‌بینانه نسبت به پیامدهای آینده

عبارات و ترکیب‌ها

plan foresightedly

برنامه ریزی با اندیشه پیش بینی

act foresightedly

عمل کردن با اندیشه پیش بینی

think foresightedly

فکر کردن با اندیشه پیش بینی

invest foresightedly

سرمایه گذاری با اندیشه پیش بینی

جملات نمونه

the board foresightedly approved a long-term investment plan before the market tightened.

هیئت مدیره به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای یک برنامه‌ی سرمایه‌گذاری بلندمدت را قبل از تنگ شدن بازار تأیید کرد.

she foresightedly set aside an emergency fund to cover unexpected medical bills.

او به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای یک صندوق اضطراری را جهت پوشش دادن صورت‌های پزشکی غیرمنتظره جانمیز کرد.

they foresightedly diversified their portfolio to reduce risk during economic uncertainty.

آن‌ها به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای گسترش دادند سبد سرمایه‌گذاری خود جهت کاهش ریسک در زمان نااطمینانی اقتصادی.

he foresightedly invested in renewable energy when few people believed it would scale.

او به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای در انرژی‌های تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کرد وقتی کمتر کسی باور داشت که آن به‌طور گسترده‌ای توسعه یابد.

the city foresightedly expanded public transit to ease congestion over the next decade.

شهر به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای حمل‌ونقل عمومی را گسترش داد تا در دهه‌ی آینده ترافیک را کاهش دهد.

our team foresightedly built in redundancy to prevent single points of failure.

تیم ما به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای اضافه‌ی اطلاعات را ساخت تا از نقاط تک‌نقطه‌ای شکست جلوگیری کند.

management foresightedly updated the policy to comply with upcoming regulations.

مدیریت به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای قانون را به‌روز کرد تا با قوانین آینده‌ی مقرر شده‌ها مطابقت داشته باشد.

the startup foresightedly secured strategic partnerships to accelerate product adoption.

شرکت نوپا به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای شراکت‌های استراتژیک را ایمن کرد تا انتشار محصول را سرعت بخشد.

we foresightedly planned ahead and booked accommodations before prices surged.

ما به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای پیش‌بینی کردیم و قبل از افزایش قیمت‌ها اقامت‌ها را رزرو کردیم.

he foresightedly kept detailed records to support the audit later.

او به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای ثبت‌های جزئیات را حفظ کرد تا در آینده‌ی بازرسی را حمایت کند.

the engineer foresightedly designed for scalability so the system could grow smoothly.

مهندس به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای برای مقیاس‌پذیری طراحی کرد تا سیستم به‌طور یکنواخت رشد کند.

she foresightedly negotiated a flexible contract to handle changing demand.

او به‌طور پیش‌بینی‌شده‌ای قراردادی انعطاف‌پذیر را مذاکره کرد تا تقاضای در حال تغییر را مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید