forgivable

[ایالات متحده]/fəˈɡɪv.ə.bəl/
[بریتانیا]/fərˈɡɪv.ə.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل بخشش

عبارات و ترکیب‌ها

forgivable mistake

اشتباه بخشیدنی

forgivable offense

جرایم قابل بخشش

forgivable sin

گناهی که قابل بخشش است

forgivable error

اشتباه قابل بخشش

forgivable act

عمل قابل بخشش

forgivable flaw

نقص قابل بخشش

forgivable lapse

غفلتی قابل بخشش

forgivable weakness

ضعفی قابل بخشش

forgivable blunder

اشتباه بزرگی قابل بخشش

forgivable misunderstanding

سوء تفاهمی قابل بخشش

جملات نمونه

it was a forgivable mistake.

اشتباهی بود که قابل بخشش بود.

his actions were not entirely forgivable.

کنش‌های او کاملاً قابل بخشش نبودند.

she found his forgetfulness forgivable.

او فراموشکاری او را قابل بخشش یافت.

in the grand scheme, it's a forgivable offense.

در مقیاس بزرگ، یک تخلف قابل بخشش است.

he believed that her anger was forgivable.

او معتقد بود که خشم او قابل بخشش است.

it’s a forgivable lapse in judgment.

یک اشتباه قضاوت قابل بخشش است.

they considered it a forgivable error.

آن را یک اشتباه قابل بخشش در نظر گرفتند.

her reaction was understandable and forgivable.

واکنش او قابل درک و بخشش بود.

he apologized for his forgivable blunder.

او برای اشتباه قابل بخشش خود عذرخواهی کرد.

forgivable actions should not be held against anyone.

نباید اقدامات قابل بخشش را در مورد کسی اعمال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید