condonable

[ایالات متحده]/kənˈdəʊnəbl/
[بریتانیا]/kənˈdoʊnəbl/

ترجمه

adj. بخشودنی; قابل عفو

عبارات و ترکیب‌ها

condonable behavior

رفتار قابل اغماض

condonable actions

اقدامات قابل اغماض

condonable offense

جرایم قابل اغماض

condonable mistake

اشتباه قابل اغماض

condonable conduct

رفتار قابل اغماض

condonable lapse

غفلت قابل اغماض

condonable transgression

نقض قابل اغماض

condonable negligence

تقصیر قابل اغماض

condonable error

اشتباه قابل اغماض

condonable infraction

نقص قابل اغماض

جملات نمونه

the mistake was deemed condonable by the manager.

اشتباه به عنوان قابل چشم پوشی توسط مدیر تشخیص داده شد.

in some cultures, certain behaviors are considered condonable.

در برخی فرهنگ‌ها، رفتارهای خاص به عنوان قابل چشم پوشی در نظر گرفته می‌شوند.

her actions were not condonable under any circumstances.

اقدامات او تحت هیچ شرایطی قابل چشم پوشی نبود.

the committee decided that the error was condonable.

کمیته تصمیم گرفت که این خطا قابل چشم پوشی است.

he argued that the offense was condonable due to extenuating circumstances.

او استدلال کرد که با توجه به شرایط خاص، این تخلف قابل چشم پوشی است.

many believe that minor infractions are condonable in a team setting.

بسیاری معتقدند که تخلفات جزئی در یک محیط تیمی قابل چشم پوشی هستند.

the teacher explained that the late submission was condonable.

معلم توضیح داد که ارسال دیر هنگام قابل چشم پوشی است.

some people view dishonesty as a condonable trait in certain situations.

برخی افراد عدم صداقت را به عنوان یک ویژگی قابل چشم پوشی در شرایط خاص می‌بینند.

his behavior was not condonable, even if he was under stress.

رفتار او قابل چشم پوشی نبود، حتی اگر تحت فشار بود.

they found the oversight to be condonable, given the circumstances.

با توجه به شرایط، آنها این غفلت را قابل چشم پوشی تشخیص دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید