disowns his family
خانوادهاش را انکار میکند
disowns her child
فرزندش را انکار میکند
disowns their past
گذشته خود را انکار میکند
disowns the decision
تصمیم را انکار میکند
disowns his actions
رفتارهای خود را انکار میکند
disowns the company
شرکت را انکار میکند
disowns her identity
هویت خود را انکار میکند
disowns their beliefs
اعتقادات خود را انکار میکند
disowns the relationship
ارتباط را انکار میکند
disowns his reputation
شهرت خود را انکار میکند
he disowns his past mistakes to move forward.
او اشتباهات گذشته خود را انکار میکند تا به جلو برود.
she disowns her family after the scandal.
او پس از رسوایی، خانوادهاش را انکار میکند.
the company disowns any responsibility for the faulty product.
شرکت هیچ مسئولیتی در قبال محصول معیوب را انکار میکند.
he disowns his former friends who betrayed him.
او دوستان سابقش که به او خیانت کردند، را انکار میکند.
after the argument, she disowns her previous beliefs.
پس از بحث، او باورهای قبلی خود را انکار میکند.
the politician disowns the controversial statement made during the interview.
سیاستمدار بیانیه جنجالی که در مصاحبه مطرح شد را انکار میکند.
he disowns his role in the project after the failure.
او نقش خود را در پروژه پس از شکست انکار میکند.
she disowns her actions, claiming they were out of character.
او اعمال خود را انکار میکند و ادعا میکند که خارج از شخصیت او بودهاند.
the artist disowns the artwork that was misinterpreted.
هنرمند اثر هنری را که به اشتباه تفسیر شده بود، انکار میکند.
he disowns his heritage, wanting to start anew.
او میراث خود را انکار میکند و میخواهد از نو شروع کند.
disowns his family
خانوادهاش را انکار میکند
disowns her child
فرزندش را انکار میکند
disowns their past
گذشته خود را انکار میکند
disowns the decision
تصمیم را انکار میکند
disowns his actions
رفتارهای خود را انکار میکند
disowns the company
شرکت را انکار میکند
disowns her identity
هویت خود را انکار میکند
disowns their beliefs
اعتقادات خود را انکار میکند
disowns the relationship
ارتباط را انکار میکند
disowns his reputation
شهرت خود را انکار میکند
he disowns his past mistakes to move forward.
او اشتباهات گذشته خود را انکار میکند تا به جلو برود.
she disowns her family after the scandal.
او پس از رسوایی، خانوادهاش را انکار میکند.
the company disowns any responsibility for the faulty product.
شرکت هیچ مسئولیتی در قبال محصول معیوب را انکار میکند.
he disowns his former friends who betrayed him.
او دوستان سابقش که به او خیانت کردند، را انکار میکند.
after the argument, she disowns her previous beliefs.
پس از بحث، او باورهای قبلی خود را انکار میکند.
the politician disowns the controversial statement made during the interview.
سیاستمدار بیانیه جنجالی که در مصاحبه مطرح شد را انکار میکند.
he disowns his role in the project after the failure.
او نقش خود را در پروژه پس از شکست انکار میکند.
she disowns her actions, claiming they were out of character.
او اعمال خود را انکار میکند و ادعا میکند که خارج از شخصیت او بودهاند.
the artist disowns the artwork that was misinterpreted.
هنرمند اثر هنری را که به اشتباه تفسیر شده بود، انکار میکند.
he disowns his heritage, wanting to start anew.
او میراث خود را انکار میکند و میخواهد از نو شروع کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید