renounces

[ایالات متحده]/rɪˈnaʊns/
[بریتانیا]/rɪˈnaʊns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اعلام ترک یا رد چیزی؛ اعلام پایان یک رابطه یا ارتباط؛ به طور رسمی از ادعا یا حق خود صرف نظر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

renounces violence

رد خشونت

renounces claims

رد ادعاها

renounces rights

رد حقوق

renounces allegiance

رد وفاداری

renounces citizenship

رد شهروندی

renounces faith

رد ایمان

renounces title

رد عنوان

renounces support

رد حمایت

renounces privileges

رد امتیازات

renounces responsibility

رد مسئولیت

جملات نمونه

he renounces his claim to the inheritance.

او ادعای خود مبنی بر ارث را پس می‌گیرد.

she renounces her former lifestyle.

او سبک زندگی سابق خود را کنار می‌گذارد.

the politician renounces his controversial statements.

سیاستمدد اظهارات بحث برانگیز خود را رد می‌کند.

they renounce all responsibility for the incident.

آنها تمام مسئولیت حادثه را می‌پذیرند.

he renounces his citizenship to pursue a new life abroad.

او تابعیت خود را برای دنبال کردن یک زندگی جدید در خارج از کشور کنار می‌گذارد.

she renounces her ties to the organization.

او ارتباط خود با سازمان را قطع می‌کند.

the athlete renounces his previous records.

ورزشکار رکوردهای قبلی خود را رد می‌کند.

he renounces the use of plastic in his business.

او استفاده از پلاستیک در کسب و کار خود را کنار می‌گذارد.

she renounces the idea of returning to school.

او ایده بازگشت به مدرسه را کنار می‌گذارد.

they renounce violence as a means of protest.

آنها خشونت را به عنوان وسیله‌ای برای اعتراض رد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید