forte

[ایالات متحده]/ˈfɔːteɪ/
[بریتانیا]/fɔːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نقطه قوت; یک تخصص
adj. بلند; قوی
adv. به طور بلند
Word Forms
جمعfortes

جملات نمونه

Her forte is playing the piano.

تخصص او نواختن پیانو است.

Let him do his own thing.See Synonyms at forte 1

بگذارید کار خودش را انجام دهد. به مترادف‌ها در Forte 1 مراجعه کنید.

His forte is after-dinner speeches.

تخصص او سخنرانی‌های بعد از شام است.

A sudden crescendo forces the music from pianissimo back to forte in only half a bar.

یک کرشندو ناگهانی باعث می‌شود موسیقی از پیانیسیمو به Forte در کمتر از نیم ضرب برگردد.

Games are his forte; he plays tennis and football excellently.

بازی در درجه اول مهارت اوست؛ او تنیس و فوتبال را به خوبی بازی می‌کند.

The smallest element appended to a forted list and is replaced by the next element from its sublist.

کوچکترین عنصر به یک لیست فورته اضافه شده و با عنصر بعدی از زیر لیست آن جایگزین می شود.

Imprese con un patrimonio di esperienza di gestione, alto senso, il concetto di un nuovo, forte team di gestione.

شرکت‌هایی با سابقه تجربه مدیریتی، حس قوی، مفهوم یک تیم مدیریت جدید و قدرتمند.

نمونه‌های واقعی

So, well, they're really not my forte, I can't lie.

خب، راستش را بخواهید، اینها اصلا نقطه قوت من نیستند.

منبع: Celebrity Speech Compilation

So if organization just isn't your forte, you might be alright.

پس اگر سازماندهی نقطه قوت شما نیست، شاید اوضاع خوبی داشته باشید.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading February 2023 Collection

His forte, and first love, was foreign policy.

نقطه قوت و عشق اول او سیاست خارجی بود.

منبع: The Economist (Summary)

Well, you know I'm pretty much an on-the-fence kind of person and politics is not my forte.

خب، می‌دانید من بیشتر یک آدم مردد هستم و سیاست نقطه قوت من نیست.

منبع: American English dialogue

Even his fans would not say that Mr Davies's forte is details; some niggling errors deserve speedy correction.

حتی طرفدارانش هم نمی‌گویند که جزئیات نقطه قوت آقای دیویس است؛ برخی از اشتباهات کوچک نیاز به تصحیح سریع دارند.

منبع: The Economist - Arts

And this might be because once a child's immune system is established, novelty is it's forte.

و این ممکن است به این دلیل باشد که پس از تثبیت سیستم ایمنی کودک، تازگی نقطه قوت آن است.

منبع: Scishow Selected Series

Charm, not argument, was to be her forte.

جاذبه، نه استدلال، قرار بود نقطه قوت او باشد.

منبع: The Room with a View (Part Two)

Literary criticism is not your forte, my dear fellow.

نقد ادبی نقطه قوت شما نیست، دوست من.

منبع: Not to be taken lightly.

As far as the piano is concerned, sentiment is my forte.

تا آنجا که پیانو مربوط است، احساسات نقطه قوت من است.

منبع: Not to be taken lightly.

Singing loudly is obviously her forte from her phrase to her Zs.

خواندن با صدای بلند به وضوح نقطه قوت او از عبارت او تا Z هایش است.

منبع: CNN 10 Student English Comprehensive Listening August 2016 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید