fouler

[ایالات متحده]/ˈfaʊlə/
[بریتانیا]/ˈfaʊlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدتر از کثیف؛ شیطانی؛ بدبو؛ مبتذل

عبارات و ترکیب‌ها

fouler crime

جرایم زننده

fouler behavior

رفتار زننده

fouler act

عمل زننده

fouler language

زبان زننده

fouler deed

کردار زننده

fouler conditions

شرایط زننده

fouler truth

حقیقت زننده

fouler taste

طعم زننده

fouler reputation

شهرت زننده

fouler situation

وضعیت زننده

جملات نمونه

she tried to fouler the situation by spreading rumors.

او سعی کرد با پخش شایعات، وضعیت را خراب کند.

his comments fouler the atmosphere of the meeting.

اظهارات او فضای جلسه را آلوده کرد.

don't fouler your reputation with such behavior.

با اینگونه رفتار، شهرت خود را خراب نکنید.

she felt that his actions would only fouler their friendship.

او احساس کرد که اقدامات او تنها دوستی آنها را خراب خواهد کرد.

the foul weather fouler our plans for the picnic.

آب و هوای نامساعد برنامه‌های ما برای پیک‌نیک را خراب کرد.

he was warned not to fouler the company's image.

به او هشدار داده شد که نباید چهره شرکت را خراب کند.

fouler language is not acceptable in this forum.

استفاده از زبان نامناسب در این انجمن قابل قبول نیست.

her decision to leave fouler the relationship.

تصمیم او برای رفتن، رابطه را خراب کرد.

they realized that their arguments would only fouler the discussion.

آنها متوجه شدند که بحث های آنها تنها بحث را خراب خواهد کرد.

he regretted that his actions had fouler the mood of the party.

او پشیمان بود که اقداماتش حال و هوای مهمانی را خراب کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید