defile

[ایالات متحده]/dɪˈfaɪl/
[بریتانیا]/dɪˈfaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کثیف کردن یا آلوده کردن، لکه دار کردن
n. دره، گذرگاه باریک
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdefiles
صفت یا فعل حال استمراریdefiling
زمان گذشتهdefiled
جمعdefiles
قسمت سوم فعلdefiled

عبارات و ترکیب‌ها

defile someone's reputation

توهین به شهرت کسی

defile the environment

آلوده کردن محیط زیست

جملات نمونه

defile a river with sewage.

آلوده کردن یک رودخانه با فاضلاب

I felt defiled by the filth.

من احساس کردم که توسط کثافت آلوده شده ام.

the land was defiled by a previous owner.

زمین توسط صاحب قبلی آلوده شده بود.

the tomb had been defiled and looted.

مقبره آلوده و غارت شده بود.

Rivers are often defiled by waste from factories.

رودخانه ها اغلب توسط زباله های کارخانه ها آلوده می شوند.

a country landscape that was defiled by urban sprawl.

یک منظره روستایی که توسط گسترش شهر آلوده شده بود.

books of casuistry, which sophisticate the understanding and defile the heart.

کتاب‌های فروعاتی، که ذهن را پیچیده و دل را آلوده می‌کند.

The hoodlums defiled the church with their scurrilous writing.

گربان ها با نوشته های زننده خود کلیسا را آلوده کردند.

and another hath lewdly defiled his daughter in law;

و دیگری به طرز زننده دختر همسر خود را آلوده کرده است;

Rebuild the defiled Orrery and unlock the secrets of this Mages Guild Inner Sanctum.

Orrery آلوده را بازسازی کنید و اسرار این مکان داخلی انجمن جادوگران را باز کنید.

True thusness is the substance of thought and thought is t he function of true thusness. To think of thusness, to define it in thought is to defile it.

حقیقت چنین بودن جوهر فکر است و فکر عمل چنین بودن است. فکر کردن به چنین بودن، تعریف آن در فکر، آلوده کردن آن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید