fractions

[ایالات متحده]/ˈfrækʃənz/
[بریتانیا]/ˈfrækʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کسر; بخشی کوچک; تقسیمات; تقطیر جزئی در شیمی

عبارات و ترکیب‌ها

common fractions

کسرهای رایج

proper fractions

کسرهای صحیح

improper fractions

کسرهای نامناسب

mixed fractions

کسرهای مخلوط

decimal fractions

کسرهای اعشاری

like fractions

کسرهای مشابه

unlike fractions

کسرهای ناهمسان

adding fractions

جمع کردن کسرها

subtracting fractions

کم کردن کسرها

multiplying fractions

ضرب کردن کسرها

جملات نمونه

fractions are essential in understanding basic mathematics.

کسرها برای درک ریاضیات پایه ضروری هستند.

she divided the cake into equal fractions for everyone.

او کیک را به طور مساوی بین همه تقسیم کرد.

learning to add fractions can be challenging for some students.

یادگیری جمع کردن کسرها می تواند برای برخی از دانش آموزان چالش برانگیز باشد.

in cooking, you often need to measure fractions of a cup.

در آشپزی، اغلب نیاز به اندازه گیری کسرهای یک فنجان دارید.

understanding fractions helps in real-life situations like budgeting.

درک کسرها در موقعیت های زندگی واقعی مانند بودجه بندی کمک می کند.

he explained how to simplify fractions to his classmates.

او توضیح داد که چگونه کسرهای را ساده کرد.

fractions can be converted into decimals easily.

کسرها را می توان به راحتی به اعشار تبدیل کرد.

she used fractions to calculate the distance on the map.

او از کسرهای برای محاسبه فاصله روی نقشه استفاده کرد.

fractions are often used in statistics to represent data.

کسرها اغلب در آمار برای نشان دادن داده ها استفاده می شوند.

he struggled with fractions during his math exam.

او در امتحان ریاضی خود با کسرهای مشکل داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید