fragilest

[ایالات متحده]/ˈfrædʒɪlɪst/
[بریتانیا]/ˈfrædʒɪlɪst/

ترجمه

adj. بسیار نازک؛ بسیار حساس یا آسیب‌پذیر؛ به راحتی شکنده یا آسیب‌دیده.

عبارات و ترکیب‌ها

fragilest thing

چیزی نازک‌ترین

the fragilest

نازک‌ترین

جملات نمونه

the fragilest butterfly wings are easily damaged by human touch.

زیبایی‌ترین پروانه‌ها با لمس انسان آسیب می‌بینند.

she held the fragilest glass figurine with extreme care.

او با دقت بسیار شیشه‌ای نمایشگر نازل را نگه داشت.

the fragilest peace between the nations remains precarious.

آرامش نازل بین کشورها هنوز ناپایدار است.

these fragilest ceramic pieces require special packaging for shipping.

این قطعات سرامیک نازل نیاز به بسته‌بندی ویژه برای ارسال دارند.

the fragilest memories fade fastest in old age.

خاطرات نازل در سالمندی سریع‌تر از بین می‌روند.

he was born the fragilest of the triplets.

او نازل‌ترین بین سه‌تایی متولد شد.

the fragilest ecosystem in the world is threatened by climate change.

سیستم اکولوژیک نازل در جهان توسط تغییرات اقلیمی تهدید می‌شود.

she possesses the fragilest voice i've ever heard.

او دارای صدای نازل‌ترین است که تا کنون شنیده‌ام.

the fragilest promise can break hearts.

پیمان نازل‌ترین می‌تواند قلب‌ها را شکست.

ancient manuscripts are among the fragilest documents in archives.

مخطوطات باستانی از جمله اسناد نازل‌ترین در آرشیو‌ها هستند.

the fragilest snowflake fell silently to the ground.

نرم‌ترین بلور برف به ساکتی روی زمین افتاد.

he has the fragilest immune system in the family.

او دارای سیستم ایمنی نازل‌ترین در خانواده است.

the fragilest connection between them was their shared love of music.

ارتباط نازل‌ترین بین آن‌ها عشق مشترک آن‌ها به موسیقی بود.

trust is often the fragilest element in any relationship.

اعتماد اغلب عنصر نازل‌ترین در هر رابطه‌ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید