freedperson

[ایالات متحده]/ˈfriːd ˌpɜːsən/
[بریتانیا]/ˈfriːd ˌpɜːrsən/

ترجمه

n. شخصی که آزاد شده است، به ویژه یک کارگر سابق.

عبارات و ترکیب‌ها

freedperson status

وضعیت فرد آزاد

a freedperson

یک فرد آزاد

the freedperson

فرد آزاد

freedperson's rights

حقوق فرد آزاد

freedpersons' rights

حقوق افراد آزاد

former freedperson

فرد آزاد سابق

freedperson community

جامعه افراد آزاد

emancipated freedperson

فرد آزاد شده

freedperson population

جمعیت افراد آزاد

each freedperson

هر فرد آزاد

جملات نمونه

the freedperson received a plot of land as compensation for years of enslavement.

شخص آزاد شده یک قطعه زمین به عنوان جبران سال‌ها از عبودیت دریافت کرد.

formerly enslaved people who became freedpersons often struggled to rebuild their lives.

افرادی که از سابق عبود بودند و به افراد آزاد شده تبدیل شدند، اغلب با بازسازی زندگی‌شان مواجه بودند.

the freedperson community organized to demand equal rights and protection under the law.

جامعه افراد آزاد شده برای اعلام دستورالعمل‌های مساوی و حفاظت در قانون سازمان یافت.

historical records show that many freedpersons started their own businesses after emancipation.

دستاوردهای تاریخی نشان می‌دهد که بسیاری از افراد آزاد شده پس از آزادی، کسب و کارهای خود را شروع کردند.

the freedperson's journey from slavery to freedom was marked by both challenges and triumphs.

سفر افراد آزاد شده از عبودیت به آزادی با چالش‌ها و پیروزی‌هایی همراه بود.

newly emancipated freedpersons faced significant discrimination despite their legal freedom.

افراد آزاد شده‌ای که تازه آزاد شده بودند، با تمایزات قابل توجهی مواجه شدند، در حالی که آزادی قانونی داشتند.

the freedperson population grew rapidly following the end of the civil war.

جمعیت افراد آزاد شده پس از پایان جنگ سیvil به سرعت افزایش یافت.

education became a priority for many freedpersons seeking better opportunities.

آموزش برای بسیاری از افراد آزاد شده که به بهترین فرصت‌ها دست می‌یابند، اولویتی شد.

the freedperson's experience highlights the importance of ongoing support for former slaves.

تجربه افراد آزاد شده اهمیت حمایت مداوم از افرادی که از قبل عبود بودند را نشان می‌دهد.

many freedpersons reunited with family members who had been sold to different owners.

بسیاری از افراد آزاد شده با اعضای خانواده‌ای که به مالکان مختلف فروخته شده بودند، دوباره یکپارچه شدند.

the freedperson's struggle for land ownership was a key issue during reconstruction.

مبارزه افراد آزاد شده برای مالکیت زمین در زمان بازسازی یکی از مسائل کلیدی بود.

churches played a vital role in supporting freedpersons in their transition to freedom.

کلیساها در حمایت از افراد آزاد شده در تغییر آن‌ها به آزادی، نقش حیاتی داشتند.

the freedperson's story is an important part of american history that should never be forgotten.

داستان افراد آزاد شده بخشی مهم از تاریخ آمریکا است که هرگز فراموش نشود.

freedpersons organized themselves into communities to provide mutual support and protection.

افراد آزاد شده خود را به جوامع سازمان‌دهی کردند تا حمایت و حفاظت متقابل را فراهم کنند.

the legal status of freedpersons was often contested in courts across the south.

وضعیت قانونی افراد آزاد شده در دادگاه‌های سراسر جنوب اغلب مورد جدل قرار می‌گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید