frizzled hair
موهای وزدار
frizzled edges
لبههای وز
frizzled texture
بافت وز
frizzled look
ظاهر وزدار
frizzled curls
چکرههای وز
frizzled feathers
پرهای وزدار
frizzled appearance
ظاهر وزدار
frizzled ends
سر موهای وز
frizzled style
استایل وزدار
frizzled strands
تارهای وز
her hair was frizzled after being caught in the rain.
موهای او پس از گیر افتادن در باران وزدار شده بود.
he tried to tame his frizzled curls with some gel.
او سعی کرد با استفاده از ژل، وزهای موهایش را رام کند.
the frizzled edges of the paper made it look old.
لبههای وز کاغذ باعث میشد که پیر به نظر برسد.
she wore her frizzled hair proudly at the party.
او با افتخار موهای وز خود را در مهمانی به نمایش گذاشت.
after the styling, her hair was no longer frizzled.
پس از حالت دادن، موهای او دیگر وز نداشت.
the humid weather left everyone with frizzled hair.
هواى مرطوم باعث وز شدن موى همه شد.
he couldn't help but laugh at his frizzled appearance.
او نتوانست جلوی خنده خود را در برابر ظاهر وز خود بگیرد.
using a good conditioner can prevent frizzled hair.
استفاده از یک نرم کننده خوب میتواند از وز شدن موها جلوگیری کند.
the artist loved the frizzled texture in her paintings.
هنرمند بافت وز را در نقاشیهای خود دوست داشت.
her frizzled hair was a result of years of neglect.
موهای وز او نتیجه سالها بیتوجهی بود.
frizzled hair
موهای وزدار
frizzled edges
لبههای وز
frizzled texture
بافت وز
frizzled look
ظاهر وزدار
frizzled curls
چکرههای وز
frizzled feathers
پرهای وزدار
frizzled appearance
ظاهر وزدار
frizzled ends
سر موهای وز
frizzled style
استایل وزدار
frizzled strands
تارهای وز
her hair was frizzled after being caught in the rain.
موهای او پس از گیر افتادن در باران وزدار شده بود.
he tried to tame his frizzled curls with some gel.
او سعی کرد با استفاده از ژل، وزهای موهایش را رام کند.
the frizzled edges of the paper made it look old.
لبههای وز کاغذ باعث میشد که پیر به نظر برسد.
she wore her frizzled hair proudly at the party.
او با افتخار موهای وز خود را در مهمانی به نمایش گذاشت.
after the styling, her hair was no longer frizzled.
پس از حالت دادن، موهای او دیگر وز نداشت.
the humid weather left everyone with frizzled hair.
هواى مرطوم باعث وز شدن موى همه شد.
he couldn't help but laugh at his frizzled appearance.
او نتوانست جلوی خنده خود را در برابر ظاهر وز خود بگیرد.
using a good conditioner can prevent frizzled hair.
استفاده از یک نرم کننده خوب میتواند از وز شدن موها جلوگیری کند.
the artist loved the frizzled texture in her paintings.
هنرمند بافت وز را در نقاشیهای خود دوست داشت.
her frizzled hair was a result of years of neglect.
موهای وز او نتیجه سالها بیتوجهی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید