| زمان گذشته | tousled |
tousled hair
موهای نامرتب
her tousled mop of blonde hair.
آشفتگی موهای بلوندش.
Nathan's tousled head appeared in the hatchway.
سر Nathan با موهای نامرتب از دریچه ظاهر شد.
His hair was tousled and he looked as if he’d just woken up.
موهایش نامرتب بود و به نظر میرسید که همین الان از خواب بیدار شده است.
With Algae and Aquatic extracts to thicken and texturize. For volume or sexy, loose tousled styles.
با عصاره های جلبک و آبزی برای غلیظ کردن و بافت دادن. برای حجم یا سبک های خزه و آزاد.
Her tousled hair gave her a carefree look.
موهای نامرتبش به او ظاهری بیخیال میداد.
He woke up with tousled hair.
او با موهای نامرتب از خواب بیدار شد.
The tousled sheets indicated a restless night.
ملحفههای نامرتب نشاندهنده یک شب بیخوابی بودند.
She tousled her son's hair affectionately.
او با محبت موهای پسرش را نامرتب کرد.
The wind tousled the leaves on the trees.
باد برگهای درختان را نامرتب کرد.
His tousled appearance suggested he had just woken up.
ظاهر نامرتبش نشان میداد که همین الان از خواب بیدار شده است.
The tousled look is popular among young people.
ظاهر نامرتب در بین جوانان محبوب است.
She tousled the dog's fur while playing with him.
او در حین بازی با او، موهای سگ را نامرتب کرد.
His tousled hair matched his casual outfit perfectly.
موهای نامرتبش به طور کامل با لباسهای غیررسمیاش مطابقت داشت.
The tousled bed indicated a night of restless sleep.
تخت نامرتب نشاندهنده یک شب بیخوابی بود.
tousled hair
موهای نامرتب
her tousled mop of blonde hair.
آشفتگی موهای بلوندش.
Nathan's tousled head appeared in the hatchway.
سر Nathan با موهای نامرتب از دریچه ظاهر شد.
His hair was tousled and he looked as if he’d just woken up.
موهایش نامرتب بود و به نظر میرسید که همین الان از خواب بیدار شده است.
With Algae and Aquatic extracts to thicken and texturize. For volume or sexy, loose tousled styles.
با عصاره های جلبک و آبزی برای غلیظ کردن و بافت دادن. برای حجم یا سبک های خزه و آزاد.
Her tousled hair gave her a carefree look.
موهای نامرتبش به او ظاهری بیخیال میداد.
He woke up with tousled hair.
او با موهای نامرتب از خواب بیدار شد.
The tousled sheets indicated a restless night.
ملحفههای نامرتب نشاندهنده یک شب بیخوابی بودند.
She tousled her son's hair affectionately.
او با محبت موهای پسرش را نامرتب کرد.
The wind tousled the leaves on the trees.
باد برگهای درختان را نامرتب کرد.
His tousled appearance suggested he had just woken up.
ظاهر نامرتبش نشان میداد که همین الان از خواب بیدار شده است.
The tousled look is popular among young people.
ظاهر نامرتب در بین جوانان محبوب است.
She tousled the dog's fur while playing with him.
او در حین بازی با او، موهای سگ را نامرتب کرد.
His tousled hair matched his casual outfit perfectly.
موهای نامرتبش به طور کامل با لباسهای غیررسمیاش مطابقت داشت.
The tousled bed indicated a night of restless sleep.
تخت نامرتب نشاندهنده یک شب بیخوابی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید