fueled

[ایالات متحده]/ˈfjuːəld/
[بریتانیا]/ˈfjuːəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.past participle of fuel
v. گذشته فعل سوختن

عبارات و ترکیب‌ها

fueled by passion

توسط اشتیاق

fueled debate

بحثی که با شور و اشتیاق دنبال می‌شود

self-fueled engine

موتور خودمصرف

fueled growth

رشد حاصل از اشتیاق

fueled speculation

گمانه‌زدايي

fueled by anger

توسط خشم

fueled success

موفقیت حاصل از اشتیاق

fueled efforts

تلاش‌های حاصل از اشتیاق

fueled innovation

نوآوری حاصل از اشتیاق

fueled forward

به جلو رانده شده

جملات نمونه

the car was fueled by gasoline.

ماشین با بنزین سوار می‌شد.

his anger was fueled by frustration.

خشم او توسط ناامیدی تغذیه می‌شد.

the company's growth was fueled by innovation.

رشد شرکت توسط نوآوری تغذیه می‌شد.

the debate was fueled by strong opinions.

بحث با نظرات قوی تغذیه می‌شد.

the fire was fueled by dry wood.

آتش‌سوزی با چوب خشک تغذیه می‌شد.

the economy is currently fueled by consumer spending.

اقتصاد در حال حاضر با هزینه‌های مصرف‌کننده تغذیه می‌شود.

the rocket was fueled and ready for launch.

راکت سوار شده و برای پرتاب آماده بود.

rumors were fueled by social media.

گمانه‌ها توسط رسانه‌های اجتماعی تغذیه می‌شدند.

the athlete was fueled by a desire to win.

ورزشکار با میل به پیروزی تغذیه می‌شد.

the project was fueled by a generous grant.

پروژه با یک کمک سخاوتمندانه تغذیه می‌شد.

the argument was fueled by misunderstandings.

بحث با سوء تفاهم‌ها تغذیه می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید