fulfillments

[ایالات متحده]/[ˈfʊlˌfɪlmənts]/
[بریتانیا]/[ˈfʊlˌfɪlmənts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل انجام دادن؛ پایان دادن؛ کالایی که به مشتری تحویل داده می‌شود؛ یک واقعیت یا دستیابی.

عبارات و ترکیب‌ها

fulfillments process

فرآیند انجام

fulfillment center

مرکز انجام

fulfillment services

خدمات انجام

fulfillment strategy

استراتژی انجام

fulfillment costs

هزینه‌های انجام

fulfillment team

تیم انجام

fulfillment order

سفارش انجام

جملات نمونه

we pride ourselves on timely order fulfillments.

ما افتخار می‌کنیم به انجام سفارش‌ها به موقع.

the warehouse manages all product fulfillments.

انبار تمام انجامات محصولات را مدیریت می‌کند.

customer satisfaction hinges on efficient fulfillments.

رضايت مشتری به انجامات کارآمد بستگی دارد.

we track all fulfillments to ensure accuracy.

ما تمام انجامات را دنبال می‌کنیم تا دقت تضمین شود.

the system automates many fulfillment processes.

سیستم بسیاری از فرآیندهای انجام را اتوماتیزه می‌کند.

meeting deadlines is crucial for successful fulfillments.

اینکه مهلت‌ها را رعایت کنیم برای انجام موفقیت‌آمیز بسیار مهم است.

we analyze fulfillment data to improve operations.

ما داده‌های انجام را تحلیل می‌کنیم تا عملکرد را بهبود بخشیم.

third-party logistics handle our international fulfillments.

لوجیستیک‌های سومی انجامات بین‌المللی ما را مدیریت می‌کنند.

accurate inventory is key to smooth fulfillments.

انبار دقیق کلیدی برای انجامات بدون نقص است.

we offer various fulfillment options to our clients.

ما گزینه‌های مختلف انجام را به مشتریان خود ارائه می‌دهیم.

the goal is to optimize fulfillment speed and cost.

هدف بهینه‌سازی سرعت و هزینه انجام است.

regular audits ensure the integrity of our fulfillments.

بررسی‌های منظم به تعهد انجامات ما اطمینان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید