full-bodied

[ایالات متحده]/ˌfʊlˈbɒdɪd/
[بریتانیا]/ˌfʊlˈbɑːdid/

ترجمه

adj. قوی و غنی از طعم یا بو؛ با بدنی بزرگ، قوی یا تحمیل‌کننده؛ مهم یا قابل توجه

عبارات و ترکیب‌ها

full-bodied wine

شراب کامل‌بدنه

full-bodied flavor

طعم کامل

full-bodied sound

صدای کامل

a full-bodied character

یک شخصیت کامل

full-bodied aroma

عطر کامل

full-bodied coffee

قهوه کامل

be full-bodied

کامل بودن

remarkably full-bodied

به طرز قابل توجهی کامل

full-bodied style

سبک کامل

surprisingly full-bodied

به طور غیرمنتظره ای کامل

جملات نمونه

she enjoyed a full-bodied red wine with dinner.

او از نوشیدن یک بطری شراب قرمز با طعم کامل و غنی با شام لذت برد.

the full-bodied aroma of the coffee filled the room.

عطر غنی و قوی قهوه اتاق را پر کرد.

the singer had a full-bodied voice that captivated the audience.

صدای خواننده بسیار قوی و پر طنین بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

we preferred the full-bodied flavor of the dark chocolate.

ما طعم غنی و قوی شکلات تلخ را ترجیح می دادیم.

the full-bodied sound of the orchestra was truly impressive.

صدای پرطنین ارکستر واقعاً چشمگیر بود.

he described the beer as having a full-bodied, malty taste.

او طعم آبجو را به عنوان طعمی غنی و قوی با طعم جو دوسر توصیف کرد.

the full-bodied nature of the sauce complemented the steak perfectly.

طبیعت غنی و قوی سس به طور کامل با استیک هماهنگ بود.

the artist aimed for a full-bodied painting with rich colors.

هنرمند به دنبال نقاشی با رنگ های غنی و قوی بود.

the full-bodied character of the novel made it a compelling read.

شخصیت غنی و قوی رمان آن را به یک مطالعه جذاب تبدیل کرد.

the full-bodied scent of the spices was intoxicating.

عطر غنی و قوی ادویه ها مسحرب بود.

the composer sought a full-bodied orchestral arrangement.

آهنگساز به دنبال یک تنظیم ارکسترال غنی و قوی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید