full-price sale
فروش با قیمت کامل
full-price items
محصولات با قیمت کامل
full-price tag
چاپ قیمت کامل
full-price guarantee
ضمان قیمت کامل
we often buy clothes at full-price during the summer sales.
ما اغلب لباس را در فروشگاههای تابستانی با قیمت تمامالقیمت میخریم.
the store rarely discounts items; they usually sell at full-price.
این فروشگاه به ندرت کالاها را تخفیف میدهد؛ آنها معمولاً آنها را با قیمت تمامالقیمت میفروشند.
i decided to pay full-price for the limited-edition sneakers.
من تصمیم گرفتم برای کفشهای محدودالانتشار قیمت تمامالقیمت را پرداختم.
the restaurant offers a full-price menu for tourists.
این رستوران منوی قیمت تمامالقیمت را برای گردشگران ارائه میدهد.
they maintain a full-price strategy to preserve brand image.
آنها استراتژی قیمت تمامالقیمت را حفظ میکنند تا تصویر برند حفظ شود.
even with a coupon, i paid nearly full-price for the tickets.
حتی با یک کوپن، من تقریباً قیمت تمامالقیمت را برای بلیتها پرداختم.
the gallery sells all artwork at full-price, no discounts.
گالری تمام آثار هنری را با قیمت تمامالقیمت میفروشد، هیچ تخفیفی ندارد.
it's unusual to find anything on sale; most items are full-price.
یافتن هر چیزی در فروش غیر معمول است؛ اکثر کالاها با قیمت تمامالقیمت هستند.
the hotel charges a full-price rate during peak season.
هتل در فصل پیک، قیمت تمامالقیمت را دریافت میکند.
we're sticking to a full-price model for our new product line.
ما به مدل قیمت تمامالقیمت برای خط تولید جدیدمان پایبند هستیم.
the museum offers a full-price admission for adults.
موزه ورود با قیمت تمامالقیمت را برای بزرگسالان ارائه میدهد.
full-price sale
فروش با قیمت کامل
full-price items
محصولات با قیمت کامل
full-price tag
چاپ قیمت کامل
full-price guarantee
ضمان قیمت کامل
we often buy clothes at full-price during the summer sales.
ما اغلب لباس را در فروشگاههای تابستانی با قیمت تمامالقیمت میخریم.
the store rarely discounts items; they usually sell at full-price.
این فروشگاه به ندرت کالاها را تخفیف میدهد؛ آنها معمولاً آنها را با قیمت تمامالقیمت میفروشند.
i decided to pay full-price for the limited-edition sneakers.
من تصمیم گرفتم برای کفشهای محدودالانتشار قیمت تمامالقیمت را پرداختم.
the restaurant offers a full-price menu for tourists.
این رستوران منوی قیمت تمامالقیمت را برای گردشگران ارائه میدهد.
they maintain a full-price strategy to preserve brand image.
آنها استراتژی قیمت تمامالقیمت را حفظ میکنند تا تصویر برند حفظ شود.
even with a coupon, i paid nearly full-price for the tickets.
حتی با یک کوپن، من تقریباً قیمت تمامالقیمت را برای بلیتها پرداختم.
the gallery sells all artwork at full-price, no discounts.
گالری تمام آثار هنری را با قیمت تمامالقیمت میفروشد، هیچ تخفیفی ندارد.
it's unusual to find anything on sale; most items are full-price.
یافتن هر چیزی در فروش غیر معمول است؛ اکثر کالاها با قیمت تمامالقیمت هستند.
the hotel charges a full-price rate during peak season.
هتل در فصل پیک، قیمت تمامالقیمت را دریافت میکند.
we're sticking to a full-price model for our new product line.
ما به مدل قیمت تمامالقیمت برای خط تولید جدیدمان پایبند هستیم.
the museum offers a full-price admission for adults.
موزه ورود با قیمت تمامالقیمت را برای بزرگسالان ارائه میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید