wild mushrooms
گُلَبِجَن گُلَبِجَن
fried mushrooms
گُلَبِجَن سُرخکرده
love mushrooms
دُوست دَرَم گُلَبِجَن
picking mushrooms
جمعآوری گُلَبِجَن
mushroom soup
سوپ گُلَبِجَن
stuffed mushrooms
گُلَبِجَن پرکرده
eating mushrooms
خوردن گُلَبِجَن
dried mushrooms
گُلَبِجَن خشک
found mushrooms
یافت گُلَبِجَن
many mushrooms
زیاد گُلَبِجَن
we gathered wild mushrooms in the forest.
ما گوجههای جنگلی را در جنگل جمعآوری کردیم.
the chef added sautéed mushrooms to the pasta.
ش đầu غذای گوجههای سرخکرده را به پاستا اضافه کرد.
i love mushroom omelets for breakfast.
من از غذای گوجههای تخم مرغی برای صبحانه خوشم میآید.
be careful when foraging for mushrooms; some are poisonous.
وقتی گوجهها را جمعآوری میکنید با دقت کنید؛ برخی از آنها سمی هستند.
the pizza was topped with delicious sauteed mushrooms.
پیتزا با گوجههای سرخکرده لذیذ پوشانده شد.
she dried mushrooms to preserve them for later.
او گوجهها را خشک کرد تا آنها را برای بعد حفظ کند.
he identified the mushrooms using a field guide.
او با استفاده از یک راهنمای میدانی گوجهها را شناسایی کرد.
the soup contained creamy mushroom broth.
سوپ حاوی شوره گوجههای کرمی بود.
they cultivated mushrooms in a dark, humid basement.
آنها گوجهها را در یک پشتبام تاریک و مرطوب فرآوری کردند.
we found several edible mushrooms near the oak tree.
ما چند گوجهی غذایی نزدیک درخت گز پیدا کردیم.
the recipe called for a pound of fresh mushrooms.
این وصفه برای یک پوند گوجههای تازه نیاز دارد.
she pickled the mushrooms in a vinegar brine.
او گوجهها را در یک محلول سرکه مخلوط کرد.
wild mushrooms
گُلَبِجَن گُلَبِجَن
fried mushrooms
گُلَبِجَن سُرخکرده
love mushrooms
دُوست دَرَم گُلَبِجَن
picking mushrooms
جمعآوری گُلَبِجَن
mushroom soup
سوپ گُلَبِجَن
stuffed mushrooms
گُلَبِجَن پرکرده
eating mushrooms
خوردن گُلَبِجَن
dried mushrooms
گُلَبِجَن خشک
found mushrooms
یافت گُلَبِجَن
many mushrooms
زیاد گُلَبِجَن
we gathered wild mushrooms in the forest.
ما گوجههای جنگلی را در جنگل جمعآوری کردیم.
the chef added sautéed mushrooms to the pasta.
ش đầu غذای گوجههای سرخکرده را به پاستا اضافه کرد.
i love mushroom omelets for breakfast.
من از غذای گوجههای تخم مرغی برای صبحانه خوشم میآید.
be careful when foraging for mushrooms; some are poisonous.
وقتی گوجهها را جمعآوری میکنید با دقت کنید؛ برخی از آنها سمی هستند.
the pizza was topped with delicious sauteed mushrooms.
پیتزا با گوجههای سرخکرده لذیذ پوشانده شد.
she dried mushrooms to preserve them for later.
او گوجهها را خشک کرد تا آنها را برای بعد حفظ کند.
he identified the mushrooms using a field guide.
او با استفاده از یک راهنمای میدانی گوجهها را شناسایی کرد.
the soup contained creamy mushroom broth.
سوپ حاوی شوره گوجههای کرمی بود.
they cultivated mushrooms in a dark, humid basement.
آنها گوجهها را در یک پشتبام تاریک و مرطوب فرآوری کردند.
we found several edible mushrooms near the oak tree.
ما چند گوجهی غذایی نزدیک درخت گز پیدا کردیم.
the recipe called for a pound of fresh mushrooms.
این وصفه برای یک پوند گوجههای تازه نیاز دارد.
she pickled the mushrooms in a vinegar brine.
او گوجهها را در یک محلول سرکه مخلوط کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید