mushrooms

[ایالات متحده]/[ˈmʌʃruːm]/
[بریتانیا]/[ˈmʌʃruːm]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قارچ با یک ساقه، معمولاً یک سر گرد، و معمولاً در جنگل رشد می‌کند؛ جمع mushrooms
v. جمع کردن قارچ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

wild mushrooms

گُلَبِجَن گُلَبِجَن

fried mushrooms

گُلَبِجَن سُرخ‌کرده

love mushrooms

دُوست دَرَم گُلَبِجَن

picking mushrooms

جمع‌آوری گُلَبِجَن

mushroom soup

سوپ گُلَبِجَن

stuffed mushrooms

گُلَبِجَن پرکرده

eating mushrooms

خوردن گُلَبِجَن

dried mushrooms

گُلَبِجَن خشک

found mushrooms

یافت گُلَبِجَن

many mushrooms

زیاد گُلَبِجَن

جملات نمونه

we gathered wild mushrooms in the forest.

ما گوجه‌های جنگلی را در جنگل جمع‌آوری کردیم.

the chef added sautéed mushrooms to the pasta.

ش đầu غذای گوجه‌های سرخ‌کرده را به پاستا اضافه کرد.

i love mushroom omelets for breakfast.

من از غذای گوجه‌های تخم مرغی برای صبحانه خوشم می‌آید.

be careful when foraging for mushrooms; some are poisonous.

وقتی گوجه‌ها را جمع‌آوری می‌کنید با دقت کنید؛ برخی از آنها سمی هستند.

the pizza was topped with delicious sauteed mushrooms.

پیتزا با گوجه‌های سرخ‌کرده لذیذ پوشانده شد.

she dried mushrooms to preserve them for later.

او گوجه‌ها را خشک کرد تا آنها را برای بعد حفظ کند.

he identified the mushrooms using a field guide.

او با استفاده از یک راهنمای میدانی گوجه‌ها را شناسایی کرد.

the soup contained creamy mushroom broth.

سوپ حاوی شوره گوجه‌های کرمی بود.

they cultivated mushrooms in a dark, humid basement.

آنها گوجه‌ها را در یک پشت‌بام تاریک و مرطوب فرآوری کردند.

we found several edible mushrooms near the oak tree.

ما چند گوجه‌ی غذایی نزدیک درخت گز پیدا کردیم.

the recipe called for a pound of fresh mushrooms.

این وصفه برای یک پوند گوجه‌های تازه نیاز دارد.

she pickled the mushrooms in a vinegar brine.

او گوجه‌ها را در یک محلول سرکه مخلوط کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید