funneling

[ایالات متحده]/ˈfʌnəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfʌnəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شکل‌گیری مانند قیف
adj. توصیف کننده شکل قیف

عبارات و ترکیب‌ها

funneling process

فرآیند هدایت

funneling strategy

استراتژی هدایت

funneling technique

تکنیک هدایت

funneling method

روش هدایت

funneling approach

رویکرد هدایت

funneling model

مدل هدایت

funneling analysis

تجزیه و تحلیل هدایت

funneling system

سیستم هدایت

funneling framework

چارچوب هدایت

جملات نمونه

funneling information helps streamline the decision-making process.

هدایت اطلاعات به ساده‌سازی فرآیند تصمیم‌گیری کمک می‌کند.

they are funneling resources into the new project.

آنها منابع را به پروژه جدید هدایت می‌کنند.

funneling traffic through a single lane can reduce congestion.

هدایت ترافیک از طریق یک خط مجزا می‌تواند باعث کاهش تراکم شود.

she is funneling her energy into writing a book.

او انرژی خود را به نوشتن کتاب هدایت می‌کند.

the company is funneling funds into research and development.

شرکت بودجه را به تحقیق و توسعه هدایت می‌کند.

funneling ideas can lead to more innovative solutions.

هدایت ایده‌ها می‌تواند منجر به راه‌حل‌های نوآورانه‌تر شود.

funneling customer feedback helps improve products.

هدایت بازخورد مشتری به بهبود محصولات کمک می‌کند.

they are funneling their efforts to enhance team collaboration.

آنها تلاش خود را برای بهبود همکاری تیمی هدایت می‌کنند.

funneling data into a centralized system increases efficiency.

هدایت داده‌ها به یک سیستم متمرکز باعث افزایش کارایی می‌شود.

the organization is funneling volunteers for the upcoming event.

سازمان داوطلبان را برای رویداد آینده هدایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید