furiously

[ایالات متحده]/'fjuəriəsli/
[بریتانیا]/ˈfjʊərɪəslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در حالت خشم یا تحریک شدید; با خشونت یا انرژی شدید.

جملات نمونه

the dog cast furiously for the vanished rabbit.

سگ به شدت و با خشم برای خرگوش گمشده به دنبال آن می‌گشت.

Ned furiously wigwagged at her.

نِد به شدت و با حرکات دست به سمت او اشاره کرد.

He pedalled furiously up the hill.

او با تمام توان و سرعت به سمت بالای تپه رکاب می‌زد.

An army of buyers haggles furiously with an army of salesmen.

ارتشی از خریداران به شدت با ارتشی از فروشندگان چانه زنی می کنند.

furiously, he elbowed his way through the crush.

با خشم و با تمام توان، او از میان ازدحام راه خود را باز کرد.

Naomi was furiously squishing her ice cream in her bowl.

ناومی با خشم و شدت بستنی خود را در کاسه‌اش له می‌کرد.

He blushed furiously and Robyn knew she had hit the mark.

او با خشم سرخ شد و روبین فهمید که هدف را نشانه گرفته است.

He was sitting at his desk typing furiously.

او در حالی که با خشم و سرعت زیاد روی میز خود تایپ می‌کرد، نشسته بود.

I started to chop furiously, the dry wood riving and splintering under the axe.

من شروع به شکستن شدید کردم، چوب خشک در اثر تبر متلاشی و خرد می‌شد.

She refused to accept that she was wrong and stalked furiously out of the room.

او از پذیرش اشتباه خود امتناع کرد و با خشم از اتاق خارج شد.

He glared furiously at me when I contradicted him. Topeer is to look narrowly, searchingly, and seemingly with difficulty:

وقتی او را متناقض کردم، با خشم به من خیره شد. Topeer به معنای نگاه کردن با دقت، جستجو و به ظاهر با دشواری است:

" Violet said.That short man by this time was hopping mad and was furiously striking his club against the stone to produce a string of chaotic clinks.

" وایولت گفت. آن مرد کوتاه در این زمان عصبانی بود و با خشم چوب خود را به سنگ می‌زد تا مجموعه‌ای از صداهای آشفته ایجاد کند.

نمونه‌های واقعی

“It was tied here! ” said the executioner furiously.

گفت: "اینجا بسته شده بود!" جلاد با خشم گفت.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

And pointed it furiously under Flint's arm at Malfoys face.

و با خشم آن را زیر بغل فلت به سمت صورت مالفوی نشانه رفت.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

" No! " whispered Hermione, grabbing Harrys arm as he opened his mouth furiously.

«نه!» هرمیون زمزمه کرد و با خشم دست هری را گرفت وقتی که او دهانش را باز کرد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

" Get on, will you" ? cried the voice more furiously.

«بیا سوار شو!»؟ صدای او با خشم بیشتر فریاد زد.

منبع: Madame Bovary (Part Two)

Authorities in the capital, Tripoli, responded furiously.

مقامات در پایتخت طرابلس با خشم پاسخ دادند.

منبع: The Economist (Summary)

What has she been saying to you? screamed the old man furiously.

او به شما چه گفته است؟ پیرمرد با خشم فریاد زد.

منبع: The Adventure of the Speckled Band

" You don't say! " said the Prime Minister furiously.

«واقعاً؟» نخست وزیر با خشم گفت.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

The fly was beating its wings furiously, trying to break loose and free itself.

پشه با خشم بال‌های خود را می‌زد و سعی می‌کرد آزاد شود.

منبع: Charlotte's Web

" But what ARE Dementoids? " asked Uncle Vernon furiously.

«اما دمنتوییدها چیستند؟» عموی ورنون با خشم پرسید.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Harry said furiously, rounding on him.

هری با خشم گفت و به سمت او چرخید.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید