| جمع | furores |
public furore
خشم عمومی
media furore
خشم رسانه ها
political furore
خشم سیاسی
the verdict raised a furore over the role of courtroom psychiatry.
رأی دادگاه، جنجالی در مورد نقش روانپزشکی دادگاه ایجاد کرد.
he was unabashed by the furore his words provoked.
او تحت تأثیر خشم و غوغه ای که کلماتش برانگیختند، دستپاچه نبود.
the furore over the proposed introduction of tax on fuel
خشم و غوغه ای در مورد پیشنهاد معرفی مالیات بر سوخت
The sale of the two best players caused a furore among the fans.
فروش دو بازیکن برتر باعث ایجاد خشم و غوغه ای در میان طرفداران شد.
The controversial decision caused a furore among the fans.
تصمیم جنجالی باعث ایجاد خشم و غوغه ای در میان طرفداران شد.
The new policy announcement created a furore in the political circles.
اعلام سیاست جدید باعث ایجاد خشم و غوغه ای در محافل سیاسی شد.
Her remarks on social media sparked a furore online.
اظهارات او در رسانه های اجتماعی باعث ایجاد خشم و غوغه ای در فضای آنلاین شد.
The celebrity's scandalous behavior led to a furore in the tabloids.
رفتار مضحک سلبریتی منجر به خشم و غوغه ای در نشریات زرد شد.
The controversial art exhibit caused a furore in the art community.
نمایشگاه هنری جنجالی باعث ایجاد خشم و غوغه ای در جامعه هنری شد.
The politician's statement created a furore in the parliament.
اظهارات سیاستمدار باعث ایجاد خشم و غوغه ای در پارلمان شد.
The company's decision to lay off employees caused a furore among the staff.
تصمیم شرکت برای اخراج کارکنان باعث ایجاد خشم و غوغه ای در بین کارکنان شد.
The furore over the new tax law led to protests in the streets.
خشم و غوغه ای در مورد قانون مالیاتی جدید منجر به اعتراضات در خیابان ها شد.
The controversial book release sparked a furore in literary circles.
انتشار کتاب جنجالی باعث ایجاد خشم و غوغه ای در محافل ادبی شد.
The furore surrounding the celebrity's private life dominated the headlines.
خشم و غوغه ای پیرامون زندگی خصوصی سلبریتی تیتر اخبار را به خود اختصاص داد.
public furore
خشم عمومی
media furore
خشم رسانه ها
political furore
خشم سیاسی
the verdict raised a furore over the role of courtroom psychiatry.
رأی دادگاه، جنجالی در مورد نقش روانپزشکی دادگاه ایجاد کرد.
he was unabashed by the furore his words provoked.
او تحت تأثیر خشم و غوغه ای که کلماتش برانگیختند، دستپاچه نبود.
the furore over the proposed introduction of tax on fuel
خشم و غوغه ای در مورد پیشنهاد معرفی مالیات بر سوخت
The sale of the two best players caused a furore among the fans.
فروش دو بازیکن برتر باعث ایجاد خشم و غوغه ای در میان طرفداران شد.
The controversial decision caused a furore among the fans.
تصمیم جنجالی باعث ایجاد خشم و غوغه ای در میان طرفداران شد.
The new policy announcement created a furore in the political circles.
اعلام سیاست جدید باعث ایجاد خشم و غوغه ای در محافل سیاسی شد.
Her remarks on social media sparked a furore online.
اظهارات او در رسانه های اجتماعی باعث ایجاد خشم و غوغه ای در فضای آنلاین شد.
The celebrity's scandalous behavior led to a furore in the tabloids.
رفتار مضحک سلبریتی منجر به خشم و غوغه ای در نشریات زرد شد.
The controversial art exhibit caused a furore in the art community.
نمایشگاه هنری جنجالی باعث ایجاد خشم و غوغه ای در جامعه هنری شد.
The politician's statement created a furore in the parliament.
اظهارات سیاستمدار باعث ایجاد خشم و غوغه ای در پارلمان شد.
The company's decision to lay off employees caused a furore among the staff.
تصمیم شرکت برای اخراج کارکنان باعث ایجاد خشم و غوغه ای در بین کارکنان شد.
The furore over the new tax law led to protests in the streets.
خشم و غوغه ای در مورد قانون مالیاتی جدید منجر به اعتراضات در خیابان ها شد.
The controversial book release sparked a furore in literary circles.
انتشار کتاب جنجالی باعث ایجاد خشم و غوغه ای در محافل ادبی شد.
The furore surrounding the celebrity's private life dominated the headlines.
خشم و غوغه ای پیرامون زندگی خصوصی سلبریتی تیتر اخبار را به خود اختصاص داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید