uproar

[ایالات متحده]/ˈʌprɔː(r)/
[بریتانیا]/ˈʌprɔːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همهمه؛ سر و صدای بلند.
Word Forms
جمعuproars

جملات نمونه

The controversial decision caused an uproar among the fans.

تصمیم جنجالی باعث ایجاد خشم و اعتراض گسترده‌ای در میان طرفداران شد.

The politician's scandal created a huge uproar in the media.

رسوایی سیاستمدار باعث ایجاد خشم و اعتراض گسترده‌ای در رسانه ها شد.

The new policy announcement sparked an uproar in the community.

اعلام سیاست جدید باعث ایجاد خشم و اعتراض گسترده‌ای در جامعه شد.

The celebrity's unexpected appearance caused an uproar at the event.

ظهور غیرمنتظره سلبریتی باعث ایجاد خشم و اعتراض گسترده‌ای در رویداد شد.

The uproar from the audience forced the play to be stopped.

خشم و اعتراض از سوی تماشاچیان باعث توقف نمایش شد.

The controversial art exhibit led to an uproar in the art world.

نمایشگاه هنری جنجالی منجر به خشم و اعتراض گسترده‌ای در دنیای هنر شد.

The company's decision to lay off employees caused an uproar among staff.

تصمیم شرکت برای اخراج کارکنان باعث خشم و اعتراض گسترده‌ای در بین کارکنان شد.

The sudden price increase of the product resulted in an uproar among customers.

افزایش ناگهانی قیمت محصول منجر به خشم و اعتراض گسترده‌ای در بین مشتریان شد.

The leaked information about the merger created an uproar in the business community.

اطلاعات فاش شده در مورد ادغام باعث ایجاد خشم و اعتراض گسترده‌ای در جامعه کسب و کار شد.

The controversial speech by the politician caused an uproar in the parliament.

سخنرانی جنجالی سیاستمدار باعث ایجاد خشم و اعتراض گسترده‌ای در پارلمان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید