furrier

[ایالات متحده]/ˈfɜːr.i.ər/
[بریتانیا]/ˈfɜr.i.ər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در خز تجارت می کند یا پوشاک خز می سازد؛ کسی که خز را آماده و می فروشد
Word Forms
جمعfurriers

عبارات و ترکیب‌ها

furrier shop

فروشگاه پوست

furrier coat

پالتوی پوست

furrier business

کسب و کار پوست

furrier fashion

مد پوست

furrier service

خدمات پوست

furrier designer

طراح پوست

furrier trade

تجارت پوست

furrier products

محصولات پوست

furrier industry

صنعت پوست

furrier expert

متخصص پوست

جملات نمونه

the furrier created a beautiful coat for the winter season.

یک خیاط پوست، یک کت زیبا برای فصل زمستان طراحی کرد.

she visited the furrier to select the finest pelts.

او برای انتخاب بهترین پوست‌ها به خیاط پوست سر زد.

the furrier recommended a stylish hat to match the coat.

خیاط پوست یک کلاه شیک برای هماهنگی با کت پیشنهاد کرد.

he learned the trade from his father, a skilled furrier.

او این حرفه را از پدرش، یک خیاط پوست ماهر، یاد گرفت.

many furriers are now using sustainable materials in their products.

اکنون بسیاری از خیاط‌های پوست از مواد پایدار در محصولات خود استفاده می‌کنند.

the furrier's shop was filled with luxurious fur garments.

فروشگاه خیاط پوست پر از لباس‌های پوست لوکس بود.

she admired the craftsmanship of the furrier's work.

او از مهارت کار خیاط پوست تحسین کرد.

the furrier offered a wide range of styles and colors.

خیاط پوست طیف گسترده‌ای از سبک‌ها و رنگ‌ها را ارائه داد.

after the fitting, the furrier made some adjustments to the coat.

پس از پرو لباس، خیاط پوست تعدادی تغییرات در کت ایجاد کرد.

her grandmother used to be a renowned furrier in the city.

مادربزرگش زمانی یک خیاط پوست مشهور در شهر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید