dealer

[ایالات متحده]/ˈdiːlə(r)/
[بریتانیا]/ˈdiːlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازرگان; توزیع‌کننده
تاجر کارت
[slang] توزیع‌کننده مواد مخدر
Word Forms
جمعdealers

عبارات و ترکیب‌ها

car dealer

معامله‌کننده خودرو

drug dealer

معامله‌کننده مواد مخدر

art dealer

معامله‌کننده آثار هنری

authorized dealer

نماینده مجاز

securities dealer

معامله‌کننده اوراق بهادار

franchised dealer

معامله‌کننده دارای حق امتیاز

retail dealer

معامله‌کننده خرده‌فروشی

جملات نمونه

He is a dealer in antique.

او یک فروشنده آثار باستانی است.

Drug dealers are the scum of the earth.

توزیع‌کنندگان مواد مخدر آشغال زمین هستند.

you drug dealers are the scum of the earth.

شما توزیع‌کنندگان مواد مخدر آشغال زمین هستید.

the dealer resorted to trickery.

معامله‌گر به حقه بازی متوسل شد.

The dealer stuck me with shoddy merchandise.

معامله‌گر من را با کالاهای بی‌کیفیت فریب داد.

By trade he was a dealer in antique furniture.

او از نظر حرفه‌ای یک معامله‌گر مبلمان عتیقه بود.

a dishonest car dealer;

یک معامله‌گر اتومبیل غیر صادستانه;

Always buy from a reputable dealer.

همیشه از یک معامله‌گر معتبر خرید کنید.

a consortium of dealers bid a world record price for a snuff box.

یک کنسرسیوم از دلالان با قیمت رکورد جهانی برای یک جعبه تنباکو پیشنهاد دادند.

the drug dealer is being kept in chains .

معامله‌کننده مواد مخدر در زنجیر نگهداری می‌شود.

he dropped the load off at a dealer's.

او بار را در محل معامله‌گر رها کرد.

dealers are keeping an eye on the currency markets.

معامله‌گران بر بازار ارزها نظارت دارند.

he's a double-dealer capable of any mean trick.

او یک معامله‌گر دوگانه است که قادر به انجام هر حقه پلیدی است.

drug dealers operating in residential and urban areas.

دلالان مواد مخدر در مناطق مسکونی و شهری فعالیت می‌کنند.

a responsible used-car dealer;

یک معامله‌گر اتومبیل دست دوم مسئول;

The manufacturer and the dealer shared in the expense of advertising.

سازنده و معامله‌گر در هزینه‌های تبلیغات سهیم بودند.

The dealer spread the rug out to display the pattern.

معامله‌گر فرش را باز کرد تا طرح را نشان دهد.

He's a dealer who'll give you a fair shake.

او یک معامله‌گر است که به شما فرصت منصفانه‌ای می‌دهد.

The dealer spent hours bargaining for the painting.

معامله‌گر ساعت‌ها برای خرید نقاشی چانه زنی کرد.

He went among the drug dealers in disguise.

او با لباس مبدل بین معامله‌کنندگان مواد مخدر رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید