gambit

[ایالات متحده]/'gæmbɪt/
[بریتانیا]/'ɡæmbɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موضوع; آغاز; حرکت استراتژیک افتتاحیه; اظهارات افتتاحیه.
Word Forms
جمعgambits

عبارات و ترکیب‌ها

Chess gambit

گامبیت شطرنج

Opening gambit

گامبیت آغازین

Political gambit

گامبیت سیاسی

Negotiation gambit

گامبیت مذاکره

جملات نمونه

He made a bold gambit to win the game.

او برای بردن در بازی یک حرکت جسورانه انجام داد.

Using humor as a gambit, she tried to break the tension in the room.

با استفاده از طنز به عنوان یک حرکت، او سعی کرد تنش را در اتاق از بین ببرد.

The gambit paid off, and they secured the deal.

آن حرکت نتیجه داد و آنها توانستند معامله را نهایی کنند.

She played her gambit carefully, waiting for the right moment to strike.

او با دقت حرکت خود را انجام داد و منتظر زمان مناسب برای اقدام بود.

The gambit was risky, but it was their only chance to win.

آن حرکت خطرناک بود، اما تنها شانس آنها برای بردن بود.

He used a clever gambit to outsmart his opponents.

او از یک حرکت زیرکانه برای فریب دادن حریفانش استفاده کرد.

The gambit backfired, and they lost the opportunity.

آن حرکت شکست خورد و آنها فرصت را از دست دادند.

She saw through his gambit and was not fooled.

او فهمید که او از چه حرکتی استفاده می‌کند و فریب نخورد.

The gambit was a desperate move to change the course of events.

آن حرکت یک اقدام ناامیدانه برای تغییر روند وقایع بود.

He used his charm as a gambit to win her over.

او از جذابیت خود به عنوان یک حرکت برای به دست آوردن او استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

This was a risky gambit for both cola rivals.

این یک حرکت خطرناک برای هر دو رقیب نوشابه بود.

منبع: The Economist (Summary)

It's me. My little gambit didn't work.

منم. نقشه‌ی کوچکم جواب نداد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

That formula starts with something called an opening gambit.

آن فرمول با چیزی به نام حرکت آغازین شروع می‌شود.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

And recall Sam, who started with opening gambit question.

و سام را به یاد داشته باشید که با پرسش مربوط به حرکت آغازین شروع کرد.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

The gambit might lure in deep-pocketed crypto-investors (though it may deter more conventional ones).

این حرکت ممکن است سرمایه‌گذاران رمزنگاری با جیب‌های عمیق را جذب کند (اگرچه ممکن است بیشتر از آنهایی که سنتی هستند، منصرف کند).

منبع: The Economist (Summary)

The book, Presenting to Win, by Jerry Weissman, gives you as much as seven opening gambits like this, opening strategies.

کتاب، ارائه برای پیروزی، نوشته جری ویسمن، تا هفت حرکت آغازین مانند این، استراتژی‌های آغازین را به شما می‌دهد.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

Starting from an opening gambit and moving into the bulk of your presentation.

شروع از یک حرکت آغازین و حرکت به بخش اصلی ارائه شما.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

Your only chance is to take a shortcut your uncle told you about — the Flux Ravine gambit.

تنها شانس شما این است که یک راه میانبر کهنک عمه‌تان به شما گفت - حرکت غائله.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Some people viewed housing and the stock markets as never-can-lose gambits. Others spent far more than they had.

برخی افراد مسکن و بازارهای سهام را به عنوان حرکاتی که هرگز نمی‌توانند ضرر کنند، می‌دیدند. دیگران بسیار بیشتر از آنچه داشتند خرج کردند.

منبع: The Money-Making Secrets of Wall Street

I think it's a whole gambit of emotions. It's personal. It's in the marriage. It's with the children.

فکر می‌کنم مجموعه‌ای از احساسات است. شخصی است. در ازدواج است. با بچه‌هاست.

منبع: VOA Standard August 2014 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید