gambles

[ایالات متحده]/ˈɡæmbəlz/
[بریتانیا]/ˈɡæmbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرط‌بندی جمع؛ اعمال شرط‌بندی یا پذیرش ریسک‌ها
v. سوم شخص مفرد از شرط‌بندی؛ شرط‌بندی کردن یا پذیرش ریسک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

high stakes gambles

بزه‌های پرخطر

risky gambles

بزه‌های پر ریسک

smart gambles

بزه‌های هوشمندانه

big gambles

بزه‌های بزرگ

poor gambles

بزه‌های ضعیف

bad gambles

بزه‌های بد

calculated gambles

بزه‌های محاسبه شده

crazy gambles

بزه‌های دیوانه وار

last minute gambles

بزه‌های لحظه آخری

desperate gambles

بزه‌های ناامیدانه

جملات نمونه

he often gambles at the casino on weekends.

او اغلب آخر هفته ها در کازینو شرط بندی می کند.

she gambles her savings on risky investments.

او پس انداز خود را در سرمایه گذاری های پرخطر شرط می گذارد.

many people gamble to escape their daily problems.

بسیاری از مردم برای فرار از مشکلات روزمره خود شرط بندی می کنند.

he gambles with his friends during poker night.

او در طول شب پوکر با دوستانش شرط بندی می کند.

they gamble on sports events every weekend.

آنها هر آخر هفته روی مسابقات ورزشی شرط بندی می کنند.

he gambles away his paycheck every month.

او هر ماه حقوق خود را به هدر می دهد.

he gambles because he loves the adrenaline rush.

او شرط بندی می کند زیرا عاشق هیجان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید