gambolling

[ایالات متحده]/ˈɡæmbəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡæmbəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پرش یا جهش به طور بازیگوشانه

عبارات و ترکیب‌ها

gambolling children

کودکان در حال جست و خیز

gambolling puppies

جوزه‌های در حال جست و خیز

gambolling lambs

بره‌ها در حال جست و خیز

gambolling dogs

سگ‌های در حال جست و خیز

gambolling kittens

بچه گربه‌های در حال جست و خیز

gambolling kids

بچه‌های در حال جست و خیز

gambolling deer

گوزن‌های در حال جست و خیز

gambolling rabbits

خرگوش‌های در حال جست و خیز

gambolling horses

اسب‌های در حال جست و خیز

gambolling seals

فک‌های در حال جست و خیز

جملات نمونه

the children were gambolling in the park on a sunny day.

کودکان در یک روز آفتابی با خوشحالی در پارک بازی می‌کردند.

we watched the puppies gambolling around the yard.

ما توله سگ‌ها را که در حیاط بازی می‌کردند تماشا کردیم.

the lambs were gambolling in the green field.

بره‌ها با خوشحالی در مزرعه سبز بازی می‌کردند.

she smiled as she saw the kids gambolling in the snow.

وقتی آن‌ها را در برف بازی کرد، لبخند زد.

the dog was gambolling after the ball in the backyard.

سگ در حیاط پشتی به دنبال توپ بازی می‌کرد.

they spent the afternoon gambolling on the beach.

آنها بعد از ظهر را در ساحل بازی کردند.

the kids were gambolling about, full of energy.

کودکان با تمام انرژی بازی می‌کردند.

it was a joy to see the foals gambolling in the pasture.

دیدن کره اسب‌ها که در مراتع بازی می‌کردند، لذت‌بخش بود.

on weekends, the family enjoyed gambolling together in the garden.

در آخر هفته‌ها، خانواده از بازی کردن با هم در باغ لذت می‌بردند.

the children’s laughter echoed as they were gambolling around.

خنده‌های کودکان در حالی که بازی می‌کردند، پژواک داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید