garbed

[ایالات متحده]/ɡɑːbd/
[بریتانیا]/ɡɑrbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل garb، به معنی پوشیدن نوع خاصی از لباس

عبارات و ترکیب‌ها

garbed in silk

پوشیده به ابریشم

garbed for winter

آماده برای زمستان

garbed in armor

پوشیده با زره

garbed like royalty

مانند سلطنت

garbed in white

پوشیده به رنگ سفید

garbed for battle

آماده برای نبرد

garbed in rags

پوشیده به لباس‌های مندرس

garbed in costume

پوشیده به لباس

garbed in black

پوشیده به رنگ سیاه

garbed in tradition

پوشیده به سنت

جملات نمونه

the actors were garbed in elaborate costumes for the play.

بازیگران در لباس‌های پیچیده و مجلل برای نمایش لباس پوشیده بودند.

she was garbed in a beautiful gown at the gala.

او در یک لباس شب زیبا در مهمانی شام لباس پوشیده بود.

the soldiers were garbed in uniforms that represented their country.

سربازان با لباس‌هایی که نشان دهنده کشورشان بود، لباس پوشیده بودند.

he was garbed in traditional attire during the festival.

او در طول جشنواره با لباس‌های سنتی لباس پوشیده بود.

the priest was garbed in holy vestments for the ceremony.

کشیش برای مراسم با لباس‌های مقدس لباس پوشیده بود.

she was garbed in layers to keep warm in the winter.

او برای گرم ماندن در زمستان با چند لایه لباس پوشیده بود.

the children were garbed in costumes for halloween.

کودکان برای هالووین با لباس‌های مبدل لباس پوشیده بودند.

he was garbed in a sleek suit for the job interview.

او برای مصاحبه شغلی با یک کت و شلوار شیک لباس پوشیده بود.

the dancers were garbed in vibrant colors for the performance.

رقص‌كنان برای اجرا با رنگ‌های زنده لباس پوشیده بودند.

she was garbed in protective gear while riding her bike.

او در حالی که دوچرخه‌سواری می‌کرد با تجهیزات محافظتی لباس پوشیده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید