garbed in silk
پوشیده به ابریشم
garbed for winter
آماده برای زمستان
garbed in armor
پوشیده با زره
garbed like royalty
مانند سلطنت
garbed in white
پوشیده به رنگ سفید
garbed for battle
آماده برای نبرد
garbed in rags
پوشیده به لباسهای مندرس
garbed in costume
پوشیده به لباس
garbed in black
پوشیده به رنگ سیاه
garbed in tradition
پوشیده به سنت
the actors were garbed in elaborate costumes for the play.
بازیگران در لباسهای پیچیده و مجلل برای نمایش لباس پوشیده بودند.
she was garbed in a beautiful gown at the gala.
او در یک لباس شب زیبا در مهمانی شام لباس پوشیده بود.
the soldiers were garbed in uniforms that represented their country.
سربازان با لباسهایی که نشان دهنده کشورشان بود، لباس پوشیده بودند.
he was garbed in traditional attire during the festival.
او در طول جشنواره با لباسهای سنتی لباس پوشیده بود.
the priest was garbed in holy vestments for the ceremony.
کشیش برای مراسم با لباسهای مقدس لباس پوشیده بود.
she was garbed in layers to keep warm in the winter.
او برای گرم ماندن در زمستان با چند لایه لباس پوشیده بود.
the children were garbed in costumes for halloween.
کودکان برای هالووین با لباسهای مبدل لباس پوشیده بودند.
he was garbed in a sleek suit for the job interview.
او برای مصاحبه شغلی با یک کت و شلوار شیک لباس پوشیده بود.
the dancers were garbed in vibrant colors for the performance.
رقصكنان برای اجرا با رنگهای زنده لباس پوشیده بودند.
she was garbed in protective gear while riding her bike.
او در حالی که دوچرخهسواری میکرد با تجهیزات محافظتی لباس پوشیده بود.
garbed in silk
پوشیده به ابریشم
garbed for winter
آماده برای زمستان
garbed in armor
پوشیده با زره
garbed like royalty
مانند سلطنت
garbed in white
پوشیده به رنگ سفید
garbed for battle
آماده برای نبرد
garbed in rags
پوشیده به لباسهای مندرس
garbed in costume
پوشیده به لباس
garbed in black
پوشیده به رنگ سیاه
garbed in tradition
پوشیده به سنت
the actors were garbed in elaborate costumes for the play.
بازیگران در لباسهای پیچیده و مجلل برای نمایش لباس پوشیده بودند.
she was garbed in a beautiful gown at the gala.
او در یک لباس شب زیبا در مهمانی شام لباس پوشیده بود.
the soldiers were garbed in uniforms that represented their country.
سربازان با لباسهایی که نشان دهنده کشورشان بود، لباس پوشیده بودند.
he was garbed in traditional attire during the festival.
او در طول جشنواره با لباسهای سنتی لباس پوشیده بود.
the priest was garbed in holy vestments for the ceremony.
کشیش برای مراسم با لباسهای مقدس لباس پوشیده بود.
she was garbed in layers to keep warm in the winter.
او برای گرم ماندن در زمستان با چند لایه لباس پوشیده بود.
the children were garbed in costumes for halloween.
کودکان برای هالووین با لباسهای مبدل لباس پوشیده بودند.
he was garbed in a sleek suit for the job interview.
او برای مصاحبه شغلی با یک کت و شلوار شیک لباس پوشیده بود.
the dancers were garbed in vibrant colors for the performance.
رقصكنان برای اجرا با رنگهای زنده لباس پوشیده بودند.
she was garbed in protective gear while riding her bike.
او در حالی که دوچرخهسواری میکرد با تجهیزات محافظتی لباس پوشیده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید