costumed

[ایالات متحده]/ˈkɒstjuːmd/
[بریتانیا]/ˈkɑːstumd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده در لباس خاص; پوشیدن لباس مبدل
v. شکل گذشته participle از لباس مبدل; لباس تئاتری یا فیلم

عبارات و ترکیب‌ها

costumed performer

هنرمند با لباس

costumed character

شخصیت با لباس

costumed event

رویداد با لباس

costumed party

جشن با لباس

costumed figure

شخصیت با لباس

costumed children

کودکان با لباس

costumed dancers

رقصندگان با لباس

costumed actors

بازیگران با لباس

costumed celebration

جشن با لباس

costumed guests

مهمانان با لباس

جملات نمونه

the children were costumed as superheroes for the party.

کودکان برای مهمانی لباس سوپرمن پوشیده بودند.

she loves to design costumed characters for the theater.

او عاشق طراحی شخصیت‌های لباس‌دار برای تئاتر است.

they attended the festival in costumed attire.

آنها با لباس‌های پوشیده شده در جشنواره شرکت کردند.

the parade featured many costumed performers.

در رژه، بسیاری از بازیگران لباس‌دار حضور داشتند.

costumed actors entertained the audience during the play.

بازیگران لباس‌دار در طول نمایش، تماشاگران را سرگرم کردند.

he was costumed as a pirate for halloween.

او برای هالووین لباس دزد دریایی پوشیده بود.

the costumed dancers captivated the crowd.

رقصندگان لباس‌دار، جمعیت را مجذوب خود کردند.

they organized a costumed ball for charity.

آنها برای کمک به خیریه، یک مهمانی لباس‌دار برگزار کردند.

she took part in a costumed reenactment of a historical event.

او در یک بازسازی لباس‌دار از یک رویداد تاریخی شرکت کرد.

at the carnival, everyone was costumed in vibrant outfits.

در کارناوال، همه با لباس‌های رنگارنگ لباس پوشیده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید