garbling

[ایالات متحده]/[ˈɡɑːblɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈɡɑːrblɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور غیرقابل فهم گویدن؛ گریاه کردن؛ اطلاعات یا داده‌ها را تغییر دادن یا گیج کردن.
n. کار گویی غیرقابل فهم؛ کار تغییر یا گیج کردن اطلاعات یا داده‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

garbling the signal

تغییر شکل سیگنال

garbled message

پیام تغییر یافته

garbling sounds

صوت‌های تغییر یافته

garbled speech

گفتار تغییر یافته

is garbling

تغییر شکل است

garbled audio

صوت تغییر یافته

garbling up

تغییر شکل دادن

garbled lines

خطوط تغییر یافته

garbling data

تغییر شکل دادن به داده‌ها

garbled transmission

ارسال تغییر یافته

جملات نمونه

the radio signal was garbling, making it impossible to understand the news.

سیگنال رادیویی به گونه‌ای مختلط شده بود که امکان درک خبر وجود نداشت.

his explanation was so convoluted that it ended up garbling the issue further.

توضیحات او به گونه‌ای پیچیده بود که مسئله را بیشتر مختلط کرد.

the technician checked the wiring, suspecting it was garbling the audio output.

تکنیسیون سیم‌کشی را بررسی کرد و فکر می‌کرد که این باعث مختلط شدن خروجی صوتی شده است.

the static on the line was garbling her voice, so i couldn't hear her clearly.

نوسانات خط باعث مختلط شدن صدای او شد، بنابراین من نمی‌توانستم آن را به وضوح بشنوم.

the software bug was garbling the data, leading to inaccurate results.

خطا در نرم‌افزار باعث مختلط شدن داده‌ها شد و منجر به نتایج نا دقیق گردید.

he tried to summarize the report, but ended up garbling the key findings.

او سعی کرد گزارش را خلاصه کند، اما نتیجه‌گیری‌های کلیدی را مختلط کرد.

the recording was garbling due to poor microphone quality.

ثبت صوت به دلیل کیفیت پایین میکروفون مختلط شده بود.

the complex legal jargon was garbling the meaning of the contract.

زبان قانونی پیچیده باعث مختلط شدن معنای قرارداد شد.

the interference was garbling the television signal, distorting the picture.

مداخله باعث مختلط شدن سیگنال تلویزیون و تغییر شکل تصویر شد.

the algorithm was garbling the image data, producing strange artifacts.

الگوریتم باعث مختلط شدن داده‌های تصویر و ایجاد عیوب غریبه شد.

the conflicting information was garbling my understanding of the situation.

اطلاعات متعارض باعث مختلط شدن درک من از وضعیت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید